toss

[ایالات متحده]/tɒs/
[بریتانیا]/tɔːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرتاب؛ تکان دادن؛ فاصله پرتاب شده

vt. پرتاب کردن؛ مزاحم شدن

vi. دور انداخته شدن؛ تکان خوردن
Word Forms
زمان گذشتهtossed
شکل سوم شخص مفردtosses
جمعtosses
قسمت سوم فعلtossed
صفت یا فعل حال استمراریtossing

عبارات و ترکیب‌ها

toss a coin

سکه بینداز

toss salad

سالاد بینداز

toss a ball

توپ را بینداز

toss and turn

به‌هم‌ریخته شدن و چرخیدن

toss in

اضافه کردن

argue the toss

بحث در مورد پرتاب

toss off

بنداز

toss up

پرتاب کردن

جملات نمونه

the toss of a coin.

پرتاب سکه

toss the pasta in the sauce.

پاستا را در سس مخلوط کنید.

within the toss of a ball

درون پرتاب یک توپ

toss in one's sleep.

پرتاب در خواب

The canoe was tossed about in the maelstrom.

کانو در گرداب به اطراف پرتاب شد.

The bull tossed the matador.

گاو، ماتادور را به هوا پرتاب کرد.

He tossed off a sonnet.

او به سرعت یک سونات نوشت.

we could just toss a coin.

ما می‌توانیم فقط یک سکه پرتاب کنیم.

I'll toss you for it.

برای آن با شما پرتاب می‌کنم.

a defiant toss of her head.

پرتاب سرسختانه سرش.

Somerset won the toss and chose to bat.

سامرزت قرعه را برد و انتخاب کرد که ضربه بزند.

tossed the idea around.

ایده را مطرح کرد.

They tossed the ball to each other.

آنها توپ را به یکدیگر پرتاب کردند.

tossed about in the sea

در دریا به اطراف پرتاب شد

Toss the vegetables in butter

سبزیجات را در کره پرتاب کنید

He tossed the beggar a coin.

او یک سکه به گدا انداخت.

I tossed a cigarette to him.

یک سیگار به او پرتاب کردم.

The wind tossed the boat in the sea.

باد قایق را در دریا به اطراف پرتاب کرد.

she tossed him a bold look.

او به او نگاهی جسورانه انداخت.

نمونه‌های واقعی

I'm not gonna snag him just to toss him aside.

من قصد این را ندارم که او را بگیرم و کنار بگذارم.

منبع: Desperate Housewives Video Edition Season 6

Mrs. Solis! - Oh, you can just toss that.

خانم سولیس! - اوه، می توانید آن را دور بیندازید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

And it's me! Why would you toss it?

من اینم! چرا آن را دور می اندازید؟

منبع: Modern Family - Season 03

If you can toss, just tossing motion here.

اگر می توانید پرتاب کنید، فقط یک حرکت پرتاب اینجا.

منبع: Make healthy meals with Jamie.

I think you made that clear when you tossed them back.

فکر می کنم وقتی آنها را پس انداختید این را واضح کردید.

منبع: Modern Family - Season 01

He tossed his golden curls in the breeze.

او موهای طلایی خود را در نسیم رها کرد.

منبع: The Little Prince

England won the toss and chose to bowl.

انگلیس با برتری شروع کرد و تصمیم گرفت توپ بازی کند.

منبع: BBC Listening Collection April 2022

I assumed the legal appeals would be tossed out.

من حدس زدم که تجدیدنظرخواهی های قانونی رد خواهند شد.

منبع: Time

Tossing and turning all night, talking gibberish.

تمام شب به این طرف و آن طرف می چرخید و حرف های بی معنی می گفت.

منبع: Out of Control Season 3

Their locations seem random, like they were blindly tossed in.

مکان های آنها تصادفی به نظر می رسد، انگار کورکورانه پرتاب شده اند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید