tottered

[ایالات متحده]/ˈtɒtəd/
[بریتانیا]/ˈtɑːtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی راه رفت یا حرکت کرد؛ تلوتلو خورد؛ نوسان کرد؛ در آستانه سقوط بود

عبارات و ترکیب‌ها

tottered home

به‌سوی خانه قدم زد

tottered away

دور شد

tottered forward

به جلو قدم زد

tottered back

به عقب بازگشت

tottered along

در طول مسیر قدم زد

tottered unsteadily

ناپایدار قدم زد

tottered slightly

کمی کم قدم زد

tottered clumsily

به طرز ناشیانه‌ای قدم زد

tottered nervously

با اضطراب قدم زد

tottered briefly

به طور خلاصه قدم زد

جملات نمونه

the toddler tottered across the room.

کودک خردسال با لثه از اتاق گذشت.

she tottered on her high heels.

او با پاشنه بلند راه می‌رفت.

the drunk man tottered down the street.

مرد مست با لثه در خیابان راه می‌رفت.

the old man tottered towards the bench.

مرد پیر با لثه به سمت نیمکت رفت.

after the fall, he tottered to his feet.

بعد از افتادن، او با لثه به پا ایستاد.

the puppy tottered after its mother.

سگ توله بعد از مادرش راه می‌رفت.

she tottered nervously before her speech.

او قبل از سخنرانی با لثه عصبی راه می‌رفت.

he tottered on the edge of the cliff.

او در لبه صخره با لثه راه می‌رفت.

they tottered in unison after the music stopped.

وقتی موسیقی متوقف شد، آنها با لثه به طور یکسان راه می‌رفتند.

the child tottered while learning to walk.

کودک در حالی که یاد می‌گرفت راه برود، با لثه راه می‌رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید