trundle

[ایالات متحده]/'trʌnd(ə)l/
[بریتانیا]/'trʌndl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چرخ کوچک; غلتیدن
vt. غلتاندن; حمل کردن
vi. حرکت کردن; غلتیدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtrundling
شکل سوم شخص مفردtrundles
قسمت سوم فعلtrundled
زمان گذشتهtrundled
جمعtrundles

عبارات و ترکیب‌ها

trundle bed

تrundle bed

trundle along

تrundle along

trundle wheel

تrundle wheel

trundle through

تrundle through

جملات نمونه

A wagon trundled up the road.

یک واگن در طول جاده به آرامی حرکت کرد.

I trundled along to the information desk.

من به سمت میز اطلاعات به آرامی رفتم.

the bockety wheelchair trundled off down the street.

صندلی چرخدار ناهموار با سرعت کم به سمت خیابان رفت.

ten vintage cars trundled past.

ده دستگاه خودروی قدیمی از کنار ما رد شدند.

The gardener trundled a wheelbarrow along the path.

باغبانی یک چرخ دستی را در امتداد مسیر حرکت داد.

The fruit seller trundled his cart along the street.

فروشنده میوه، گاری خود را در خیابان به حرکت درآورد.

The government trundled out the same old clich&82&s to justify their actions.

دولت همان کلیشه‌های قدیمی را برای توجیه اقدامات خود مطرح کرد.

she could hear him coughing as he trundled out.

او می‌توانست صدای سرفه او را بشنود وقتی که به آرامی خارج می‌شد.

we trundled a wheelbarrow down to the river and collected driftwood.

ما یک چرخ دستی را به سمت رودخانه بردیم و چوب‌های شناور را جمع‌آوری کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید