tubbiness

[ایالات متحده]/ˈtʌbɪnəs/
[بریتانیا]/ˈtʌbɪnəs/

ترجمه

n. حالت چاق یا تنومند بودن؛ یک شخص یا چیز چاق یا تنومند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

tubbiness factor

ضریب چاق‌بودگی

tubbiness issue

مشکل چاق‌بودگی

tubbiness trend

روند چاق‌بودگی

tubbiness concern

نگرانی در مورد چاق‌بودگی

tubbiness level

سطح چاق‌بودگی

tubbiness challenge

چالش چاق‌بودگی

tubbiness problem

مشکل چاق‌بودگی

tubbiness perception

درک چاق‌بودگی

tubbiness ratio

نسبت چاق‌بودگی

tubbiness effect

اثر چاق‌بودگی

جملات نمونه

her tubbiness made her the cutest puppy in the litter.

چاق بودن او باعث شده بود که از بامسه‌ترین توله‌‌ها در میان توله‌‌ها باشد.

he embraced his tubbiness and loved his body.

او چاق بودن خود را پذیرفت و عاشق بدنش بود.

many people find tubbiness to be endearing in pets.

بسیاری از مردم چاق بودن را در حیوانات خانگی دوست‌داشتنی می‌دانند.

her tubbiness was a result of her love for food.

چاق بودن او نتیجه عشق او به غذا بود.

despite his tubbiness, he was quite agile.

با وجود چاق بودنش، او بسیار چابک بود.

they joked about his tubbiness during the family gathering.

آنها در جمع خانوادگی درباره چاق بودنش شوخی کردند.

her tubbiness was celebrated in the fashion world.

چاق بودن او در دنیای مد جشن گرفته شد.

he often felt insecure about his tubbiness.

او اغلب در مورد چاق بودنش احساس ناامنی می‌کرد.

she dressed stylishly, accentuating her tubbiness.

او به شیک لباس می‌پوشید و به چاق بودنش تاکید می‌کرد.

his tubbiness was a topic of conversation among friends.

چاق بودن او موضوع بحث بین دوستان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید