unaffectedness

[ایالات متحده]/[ʌnˈfek.tɪd.nɪs]/
[بریتانیا]/[ʌnˈfek.tɪd.nɪs]/

ترجمه

n. حالت عدم تأثیر یا تأثیر گذار نبودن؛ کمبود احساس یا احساس؛ بی‌تفاوتی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

with unaffectedness

با بی‌تأثیر بودن

displaying unaffectedness

نمایش بی‌تأثیر بودن

an air of unaffectedness

یک هوا از بی‌تأثیر بودن

maintaining unaffectedness

حفظ بی‌تأثیر بودن

studied unaffectedness

بی‌تأثیر بودن مورد مطالعه

feigned unaffectedness

بی‌تأثیر بودن مصنوعی

complete unaffectedness

بی‌تأثیر بودن کامل

unaffectedness prevailed

بی‌تأثیر بودن غالب شد

showed unaffectedness

بی‌تأثیر بودن نشان داد

inherent unaffectedness

بی‌تأثیر بودن ذاتی

جملات نمونه

the child's unaffectedness in the face of chaos was remarkable.

بی‌اختلال بودن کودک در برابر فراغت قابل توجه بود.

despite the criticism, her performance showed no sign of affectedness.

هر چند که انتقاداتی وجود داشت، عملکرد او هیچ نشانه‌ای از اختلال نشان نمی‌داد.

the company maintained its unaffectedness throughout the economic downturn.

شرکت در طول رکود اقتصادی خود را بی‌اختلال حفظ کرد.

his unaffectedness allowed him to connect with people from all walks of life.

بی‌اختلال بودن او او را قادر ساخت تا با افراد از تمام اجتماعات زندگی ارتباط برقرار کند.

the team’s unaffectedness to the referee’s decision was admirable.

بی‌اختلال بودن تیم در برابر تصمیم داور قابل تحسین بود.

she valued his unaffectedness and genuine nature above all else.

او ارزش بی‌اختلال بودن و طبیعت واقعی او را بالاتر از هر چیز دیگر قرار داد.

the unaffectedness of the rural community was a welcome contrast to city life.

بی‌اختلال بودن جامعه روستایی یک تضاد خوش‌آمیز با زندگی شهری بود.

the project’s unaffectedness by political interference was crucial for its success.

بی‌اختلال بودن پروژه در برابر مداخلات سیاسی برای موفقیت آن حیاتی بود.

the dog’s unaffectedness towards the new houseguests was endearing.

بی‌اختلال بودن سگ در نسبت به مهمان‌های جدید خانه میل‌آورنده بود.

the unaffectedness of the data ensured the accuracy of the research.

بی‌اختلال بودن داده‌ها دقت تحقیق را تضمین کرد.

we admired their unaffectedness and ability to stay calm under pressure.

ما بی‌اختلال بودن آنها و توانایی آنها برای ماندن آرام در زمان فشار را تحسین می‌کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید