unalleviableness

[ایالات متحده]/ˌʌnəˈliːviəbəlnəs/
[بریتانیا]/ˌʌnəˈliːviəbəlnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت عدم توانایی در کاهش یا رفع شدن؛ عدم توانایی در کاهش، تسهیل یا نرم شدن؛ طبیعت بدون کاهش، بدون رفع، به ویژه درد یا رنج؛ یک حالت یا شرایط که نمی‌تواند شدیدتر، دردناکتر یا شدیدتر شود.

عبارات و ترکیب‌ها

the unalleviableness of suffering

ناتوانی در کاهش درد

the unalleviableness persists

ناتوانی در کاهش درد ادامه می‌یابد

sheer unalleviableness

ناتوانی کامل در کاهش درد

the unalleviableness remains

ناتوانی در کاهش درد باقی می‌ماند

facing the unalleviableness

مقابله با ناتوانی در کاهش درد

accept the unalleviableness

پذیرش ناتوانی در کاهش درد

the unalleviableness of grief

ناتوانی در کاهش اندوه

pondering unalleviableness

فکر کردن به ناتوانی در کاهش درد

the unalleviableness of pain

ناتوانی در کاهش درد

recognize the unalleviableness

شناسایی ناتوانی در کاهش درد

جملات نمونه

the unalleviableness of chronic pain drives many patients to despair.

ناتوانی در کاهش درد مزمن بسیاری از بیماران را به افسردگی می‌کشاند.

she spoke of the unalleviableness of her grief with quiet resignation.

او با خاموشی و تسلیم، درباره ناتوانی در کاهش اندوه خود صحبت کرد.

the unalleviableness of their situation seemed impossible to escape.

ناتوانی در کاهش وضعیت آن‌ها به نظر می‌رسید غیر قابل فرار است.

he noted the unalleviableness of the economic crisis affecting millions.

او ناتوانی در کاهش بحران اقتصادی که میلیون‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد را یادآوری کرد.

the unalleviableness of environmental damage became increasingly apparent.

ناتوانی در کاهش آسیب‌های محیط زیستی به طور رو به روی واضح‌تر شد.

philosophers debate the unalleviableness of existential suffering.

فیلسوف‌ها درباره ناتوانی در کاهش رنج وجودی بحث می‌کنند.

the unalleviableness of his condition required major lifestyle adjustments.

ناتوانی در کاهش حالت او نیاز به تغییرات بزرگ در سبک زندگی را ایجاد کرد.

reporters highlighted the unalleviableness of the refugee crisis.

گزارش‌گران ناتوانی در کاهش بحران پناهندگان را تاکید کردند.

the unalleviableness of systemic injustice demands immediate action.

ناتوانی در کاهش نابرابری‌های سیستمی نیاز به اقدام فوری را ایجاد می‌کند.

scientists discussed the unalleviableness of certain climate change effects.

دانشمندان درباره ناتوانی در کاهش اثرات خاصی از تغییرات اقلیمی بحث کردند.

the unalleviableness of her loneliness was palpable.

ناتوانی در کاهش تنها بودن او به وضوح حس می‌شد.

teachers addressed the unalleviableness of educational inequality in rural areas.

معلمان درباره ناتوانی در کاهش نابرابری‌های آموزشی در مناطق روستایی صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید