unblameworthy

[ایالات متحده]/ˌʌnˈbleɪmwɜːði/
[بریتانیا]/ˌʌnˈbleɪmˌwɝːði/

ترجمه

adj. لایق سرزنش نبودن؛ مقصر نبودن

عبارات و ترکیب‌ها

unblameworthy actions

اقدامات بی‌عیب و نقص

unblameworthy conduct

رفتار بی‌عیب و نقص

unblameworthy mistake

اشتباه بی‌عیب و نقص

unblameworthy error

اشتباه بی‌عیب و نقص

unblameworthy omission

غفلت بی‌عیب و نقص

unblameworthy party

گروه بی‌عیب و نقص

unblameworthy persons

افراد بی‌عیب و نقص

unblameworthy behavior

رفتار بی‌عیب و نقص

unblameworthy negligence

بی‌احتیاطی بی‌عیب و نقص

unblameworthy failure

شکست بی‌عیب و نقص

جملات نمونه

the committee found her unblameworthy for the clerical error.

کمیته او را در مورد اشتباه اداری بی‌گناه تشخیص داد.

he is unblameworthy in this matter because he followed the written protocol.

او در این مورد بی‌گناه است زیرا از پروتکل کتبی پیروی کرده است.

the report concluded that the pilot was unblameworthy for the accident.

گزارش نتیجه گرفت که خلبان در مورد حادثه بی‌گناه بوده است.

after reviewing the evidence, the court deemed the defendant unblameworthy.

پس از بررسی مدارک، دادگاه متهم را بی‌گناه تشخیص داد.

her intentions were good, and she remained unblameworthy despite the outcome.

قصد او خوب بود و با وجود نتیجه، بی‌گناه باقی ماند.

the supervisor said the intern was unblameworthy, given the lack of training.

سرپرست گفت کارآموز با توجه به کمبود آموزش، بی‌گناه بوده است.

they judged him unblameworthy for the delay caused by the power outage.

آنها او را در مورد تأخیری که ناشی از قطع برق بود، بی‌گناه تشخیص دادند.

the board declared the manager unblameworthy for the data breach.

هیئت مدیره مدیر را در مورد نقض داده‌ها بی‌گناه اعلام کرد.

in her apology, she insisted she was unblameworthy for the misunderstanding.

در عذرخواهی خود، او اصرار داشت که در مورد سوء تفاهم بی‌گناه بوده است.

from an ethical standpoint, he is unblameworthy because he acted under coercion.

از نظر اخلاقی، او بی‌گناه است زیرا تحت فشار عمل کرده است.

the investigation determined the driver was unblameworthy for the collision.

تحقیقات نشان داد که راننده در مورد برخورد بی‌گناه بوده است.

she remained unblameworthy in the eyes of her peers, even after the project failed.

حتی پس از شکست پروژه، او در نظر همکارانش بی‌گناه باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید