uncharismatic

[ایالات متحده]/[ʌnˈkærɪzˈmætɪk]/
[بریتانیا]/[ˌʌnˌkærɪˈzˈmæt̬ɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد جذابیت یا کاریزما؛ غیر الهام‌بخش؛ کسل‌آور

عبارات و ترکیب‌ها

uncharismatic speaker

سخنرانی غیر کاریزماتیک

be uncharismatic

غیر کاریزماتیک بودن

uncharismatic presence

حضور غیر کاریزماتیک

finding uncharismatic

جستجوی فرد غیر کاریزماتیک

surprisingly uncharismatic

به طرز شگفت انگیزی غیر کاریزماتیک

rather uncharismatic

نسبتاً غیر کاریزماتیک

uncharismatic style

سبک غیر کاریزماتیک

becoming uncharismatic

تبدیل شدن به غیر کاریزماتیک

an uncharismatic leader

یک رهبر غیر کاریزماتیک

seem uncharismatic

غیر کاریزماتیک به نظر رسیدن

جملات نمونه

the speaker was undeniably uncharismatic, failing to engage the audience.

سخنرانی‌کننده به وضوح فاقد جذابیت بود و نتوانست مخاطبان را درگیر کند.

despite his intelligence, he was considered an uncharismatic leader by many.

با وجود هوش خود، او توسط بسیاری از افراد به عنوان یک رهبر فاقد جذابیت در نظر گرفته می‌شد.

her uncharismatic presentation style didn't help her secure the deal.

سبک ارائه غیرجذاب او به او کمک نکرد تا معامله را به دست آورد.

he possessed impressive skills but lacked the uncharismatic charm needed for sales.

او مهارت‌های چشمگیری داشت اما فاقد جذابیت مورد نیاز برای فروش بود.

the uncharismatic candidate struggled to gain support during the campaign.

نامزد فاقد جذابیت برای به دست آوردن حمایت در طول کمپین با مشکل مواجه شد.

many found the ceo's uncharismatic demeanor off-putting and distant.

بسیاری رفتار غیرجذاب مدیرعامل را آزاردهنده و دور از دسترس می‌یافتند.

he tried to compensate for his uncharismatic nature with hard work and dedication.

او سعی کرد با سخت‌کوشی و تعهد، جبران طبیعت غیرجذاب خود را بکند.

the uncharismatic professor relied on clear explanations rather than enthusiasm.

پروفسور غیرجذاب به جای اشتیاق به توضیحات واضح متکی بود.

she recognized her uncharismatic tendencies and worked on improving her communication.

او تمایلات غیرجذاب خود را تشخیص داد و روی بهبود ارتباطات خود کار کرد.

the uncharismatic robot failed to win over the crowd at the tech expo.

ربات غیرجذاب نتوانست توجه مخاطبان را در نمایشگاه فناوری به خود جلب کند.

he was an uncharismatic but effective manager, focused on results.

او یک مدیر غیرجذاب اما مؤثر بود که بر روی نتایج متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید