uncleanly

[ایالات متحده]/ʌnˈkliːnli/
[بریتانیا]/ʌnˈkliːnli/

ترجمه

adj. کثیف; آلوده
adv. به طور کثیف; به صورت ناپاک

عبارات و ترکیب‌ها

uncleanly habits

عادت‌های ناپاک

uncleanly environment

محیط ناپاک

uncleanly practices

روش‌های ناپاک

uncleanly conditions

شرایط ناپاک

uncleanly appearance

ظاهر ناپاک

uncleanly food

غذاهای ناپاک

uncleanly thoughts

افکار ناپاک

uncleanly surfaces

سطوح ناپاک

uncleanly behavior

رفتار ناپاک

جملات نمونه

he lived in uncleanly conditions for years.

او سال‌ها در شرایط نامناسب زندگی می‌کرد.

the uncleanly kitchen attracted pests.

آشپزخانه کثیف حشرات را جذب کرد.

she was criticized for her uncleanly appearance.

او به دلیل ظاهر نامرتبش مورد انتقاد قرار گرفت.

the uncleanly streets were a health hazard.

خیابان‌های کثیف یک خطر بهداشتی بودند.

his uncleanly habits led to many problems.

عادت‌های نامرتب او منجر به بسیاری از مشکلات شد.

they decided to clean the uncleanly room.

آنها تصمیم گرفتند اتاق کثیف را تمیز کنند.

uncleanly practices can spread diseases.

روش‌های نامرتب می‌توانند باعث گسترش بیماری‌ها شوند.

the uncleanly environment was alarming to the residents.

محیط کثیف برای ساکنان نگران کننده بود.

he was embarrassed by his uncleanly living space.

او از فضای زندگی کثیف خود خجالت می‌کشید.

being uncleanly can affect your social life.

نامرتب بودن می‌تواند بر زندگی اجتماعی شما تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید