uncomplimentary

[ایالات متحده]/ˌʌnkɒmplɪ'ment(ə)rɪ/
[بریتانیا]/ʌn,kɑmplɪ'mɛntri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحقیرآمیز، توهین‌آمیز

جملات نمونه

with a sneer; in an uncomplimentary sneering manner.

با تحقیر؛ به روشی تحقیرآمیز و غیرمتعارف

uncomplimentary remarks about appearance

اظهارات غیرمتعارف در مورد ظاهر

uncomplimentary review of the movie

نقد غیرمتعارف از فیلم

uncomplimentary behavior towards others

رفتار غیرمتعارف با دیگران

uncomplimentary remarks from a colleague

اظهارات غیرمتعارف از یک همکار

an uncomplimentary comparison to a sibling

مقایسه غیرمتعارف با خواهر یا برادر

uncomplimentary remarks about work performance

اظهارات غیرمتعارف در مورد عملکرد کاری

نمونه‌های واقعی

Malbihn blustered and threatened, finishing by applying a most uncomplimentary name to his captor. For this he received a shaking that rattled his teeth.

مالبیهن با غر زدن و تهدید، با استفاده از یک نام بسیار نامناسب برای اسیرش، به این کار پرداخت. در ازای این کار، ضربه‌ای دریافت کرد که دندان‌هایش را به لرزه درآورد.

منبع: Son of Mount Tai (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید