uncracked code
رمز دستنخورده
uncracked safe
گاوصندوقی دستنخورده
uncracked surface
سطح دستنخورده
uncracked shell
پوسته دستنخورده
uncracked nut
آجیل دستنخورده
uncracked secret
راز دستنخورده
uncracked puzzle
معمای دستنخورده
uncracked password
رمز عبور دستنخورده
uncracked mystery
معمای حلنشده
the egg remained uncracked despite the rough handling.
تخم بدون ترک باقی ماند، با وجود برخورد خشن.
she found an uncracked vase in the attic.
او یک گلدان بدون ترک در زیرشیرآزی پیدا کرد.
the safe was uncracked after the attempted burglary.
پس از سرقت ناموفق، صندوق امانات بدون ترک باقی ماند.
he was proud of his uncracked record in the competition.
او به سابقه دستنخوردهاش در مسابقه افتخار میکرد.
the team celebrated their uncracked strategy that led to success.
تیم به دلیل استراتژی دستنخوردهای که منجر به موفقیت شد، جشن گرفت.
the uncracked shell was a sign of freshness.
پوستهی بدون ترک نشانهای از تازگی بود.
many uncracked codes remain in the system.
بسیاری از کدها در سیستم بدون شکست باقی ماندهاند.
the uncracked puzzle intrigued the entire class.
معمای بدون حل برای کل کلاس جذاب بود.
he was relieved to find his phone uncracked after the fall.
او از اینکه تلفن همراهش پس از سقوط بدون شکست بود، احساس راحتی کرد.
the uncracked surface of the ice indicated it was safe to walk.
سطح بدون شکست یخ نشان میداد که راه رفتن ایمن است.
uncracked code
رمز دستنخورده
uncracked safe
گاوصندوقی دستنخورده
uncracked surface
سطح دستنخورده
uncracked shell
پوسته دستنخورده
uncracked nut
آجیل دستنخورده
uncracked secret
راز دستنخورده
uncracked puzzle
معمای دستنخورده
uncracked password
رمز عبور دستنخورده
uncracked mystery
معمای حلنشده
the egg remained uncracked despite the rough handling.
تخم بدون ترک باقی ماند، با وجود برخورد خشن.
she found an uncracked vase in the attic.
او یک گلدان بدون ترک در زیرشیرآزی پیدا کرد.
the safe was uncracked after the attempted burglary.
پس از سرقت ناموفق، صندوق امانات بدون ترک باقی ماند.
he was proud of his uncracked record in the competition.
او به سابقه دستنخوردهاش در مسابقه افتخار میکرد.
the team celebrated their uncracked strategy that led to success.
تیم به دلیل استراتژی دستنخوردهای که منجر به موفقیت شد، جشن گرفت.
the uncracked shell was a sign of freshness.
پوستهی بدون ترک نشانهای از تازگی بود.
many uncracked codes remain in the system.
بسیاری از کدها در سیستم بدون شکست باقی ماندهاند.
the uncracked puzzle intrigued the entire class.
معمای بدون حل برای کل کلاس جذاب بود.
he was relieved to find his phone uncracked after the fall.
او از اینکه تلفن همراهش پس از سقوط بدون شکست بود، احساس راحتی کرد.
the uncracked surface of the ice indicated it was safe to walk.
سطح بدون شکست یخ نشان میداد که راه رفتن ایمن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید