undesigned space
فضای طراحینشده
undesigned feature
ویژگی طراحینشده
undesigned element
عنصر طراحینشده
undesigned layout
چیدمان طراحینشده
undesigned interface
واسط کاربری طراحینشده
undesigned product
محصول طراحینشده
undesigned system
سیستم طراحینشده
undesigned concept
مفهوم طراحینشده
undesigned application
اپلیکیشن طراحینشده
undesigned process
فرآیند طراحینشده
the project was left undesigned, leading to confusion among the team members.
پروژه بدون طراحی رها شد که منجر به سردرگمی در بین اعضای تیم شد.
many buildings in the city appear undesigned, lacking a cohesive architectural style.
بسیاری از ساختمانهای شهر به نظر بدون طراحی میرسند و فاقد یک سبک معماری منسجم هستند.
her art piece was intentionally left undesigned to provoke thought.
قطعه هنری او عمداً بدون طراحی رها شد تا تفکر را برانگیزد.
undesigned interactions can sometimes lead to unexpected friendships.
تعاملات بدون طراحی گاهی اوقات میتواند منجر به دوستیهای غیرمنتظره شود.
the program's interface felt undesigned, making it difficult to navigate.
رابط کاربری برنامه غیرطراحی به نظر میرسید و پیمایش آن را دشوار میکرد.
his approach to the task was undesigned, yet it yielded impressive results.
رویکرد او به این کار بدون طراحی بود، اما نتایج چشمگیری به دست آورد.
they criticized the campaign for being undesigned and lacking a clear message.
آنها کمپین را به دلیل اینکه بدون طراحی بود و فاقد یک پیام روشن بود، مورد انتقاد قرار دادند.
the garden appeared undesigned, with plants growing haphazardly.
باغ به نظر بدون طراحی میرسید، با گیاهانی که به طور پراکنده رشد میکردند.
his ideas were often seen as undesigned, but they sparked innovative discussions.
ایدههای او اغلب به عنوان غیرطراحی دیده میشدند، اما جرقه بحثهای نوآورانه را روشن کردند.
she preferred an undesigned style in her clothing, valuing comfort over fashion.
او ترجیح میداد در لباسهایش از یک سبک غیرطراحی استفاده کند و راحتی را بر مد ترجیح میداد.
undesigned space
فضای طراحینشده
undesigned feature
ویژگی طراحینشده
undesigned element
عنصر طراحینشده
undesigned layout
چیدمان طراحینشده
undesigned interface
واسط کاربری طراحینشده
undesigned product
محصول طراحینشده
undesigned system
سیستم طراحینشده
undesigned concept
مفهوم طراحینشده
undesigned application
اپلیکیشن طراحینشده
undesigned process
فرآیند طراحینشده
the project was left undesigned, leading to confusion among the team members.
پروژه بدون طراحی رها شد که منجر به سردرگمی در بین اعضای تیم شد.
many buildings in the city appear undesigned, lacking a cohesive architectural style.
بسیاری از ساختمانهای شهر به نظر بدون طراحی میرسند و فاقد یک سبک معماری منسجم هستند.
her art piece was intentionally left undesigned to provoke thought.
قطعه هنری او عمداً بدون طراحی رها شد تا تفکر را برانگیزد.
undesigned interactions can sometimes lead to unexpected friendships.
تعاملات بدون طراحی گاهی اوقات میتواند منجر به دوستیهای غیرمنتظره شود.
the program's interface felt undesigned, making it difficult to navigate.
رابط کاربری برنامه غیرطراحی به نظر میرسید و پیمایش آن را دشوار میکرد.
his approach to the task was undesigned, yet it yielded impressive results.
رویکرد او به این کار بدون طراحی بود، اما نتایج چشمگیری به دست آورد.
they criticized the campaign for being undesigned and lacking a clear message.
آنها کمپین را به دلیل اینکه بدون طراحی بود و فاقد یک پیام روشن بود، مورد انتقاد قرار دادند.
the garden appeared undesigned, with plants growing haphazardly.
باغ به نظر بدون طراحی میرسید، با گیاهانی که به طور پراکنده رشد میکردند.
his ideas were often seen as undesigned, but they sparked innovative discussions.
ایدههای او اغلب به عنوان غیرطراحی دیده میشدند، اما جرقه بحثهای نوآورانه را روشن کردند.
she preferred an undesigned style in her clothing, valuing comfort over fashion.
او ترجیح میداد در لباسهایش از یک سبک غیرطراحی استفاده کند و راحتی را بر مد ترجیح میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید