unencircled space
فضای غیرمحصور
staying unencircled
ماندن غیرمحصور
unencircled area
منطقه غیرمحصور
unencircled land
زمین غیرمحصور
unencircled path
مسیر غیرمحصور
unencircled figures
شکلهای غیرمحصور
unencircled object
objekt غیرمحصور
unencircled zone
منطقه غیرمحصور
unencircled territory
تERRITORI غیرمحصور
unencircled region
منطقه غیرمحصور
the unencircled data points appeared scattered across the graph.
نقطههای دادهای که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، در تمام نمودار پراکنده به نظر میرسیدند.
several unencircled islands dotted the vast ocean.
چند جزیرهای که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، در اقیانوس وسیع پراکنده بودند.
the unencircled text stood out against the background.
متنهایی که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، در پسزمینه برجسته بودند.
he left several unencircled options on the form.
او چند گزینهای که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، در فرم باقی گذاشت.
the unencircled area on the map represented unexplored territory.
منطقهای که دایرهای حول آن کشیده نشده بود در نقشه، منطقهای نامشخص را نشان میداد.
the unencircled words in the document were highlighted for review.
کلماتی که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود در اسناد، برای بازبینی تاکید شده بودند.
she marked the unencircled items as needing further investigation.
او گزینههایی که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود را به عنوان نیازمند بررسی بیشتر علامت گذاری کرد.
the unencircled numbers were excluded from the calculation.
اعدادی که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، از محاسبه حذف شدند.
the unencircled participants were asked to join a new group.
شرکتکنندگانی که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، خواسته شد که به گروه جدیدی بپیوندند.
the unencircled buildings were vulnerable to the storm.
ساختمانهایی که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، در برابر بارانهای شدید آسیبپذیر بودند.
the unencircled sections of the park remained open to the public.
بخشهایی از پارک که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، به عموم باز بود.
unencircled space
فضای غیرمحصور
staying unencircled
ماندن غیرمحصور
unencircled area
منطقه غیرمحصور
unencircled land
زمین غیرمحصور
unencircled path
مسیر غیرمحصور
unencircled figures
شکلهای غیرمحصور
unencircled object
objekt غیرمحصور
unencircled zone
منطقه غیرمحصور
unencircled territory
تERRITORI غیرمحصور
unencircled region
منطقه غیرمحصور
the unencircled data points appeared scattered across the graph.
نقطههای دادهای که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، در تمام نمودار پراکنده به نظر میرسیدند.
several unencircled islands dotted the vast ocean.
چند جزیرهای که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، در اقیانوس وسیع پراکنده بودند.
the unencircled text stood out against the background.
متنهایی که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، در پسزمینه برجسته بودند.
he left several unencircled options on the form.
او چند گزینهای که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، در فرم باقی گذاشت.
the unencircled area on the map represented unexplored territory.
منطقهای که دایرهای حول آن کشیده نشده بود در نقشه، منطقهای نامشخص را نشان میداد.
the unencircled words in the document were highlighted for review.
کلماتی که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود در اسناد، برای بازبینی تاکید شده بودند.
she marked the unencircled items as needing further investigation.
او گزینههایی که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود را به عنوان نیازمند بررسی بیشتر علامت گذاری کرد.
the unencircled numbers were excluded from the calculation.
اعدادی که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، از محاسبه حذف شدند.
the unencircled participants were asked to join a new group.
شرکتکنندگانی که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، خواسته شد که به گروه جدیدی بپیوندند.
the unencircled buildings were vulnerable to the storm.
ساختمانهایی که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، در برابر بارانهای شدید آسیبپذیر بودند.
the unencircled sections of the park remained open to the public.
بخشهایی از پارک که دایرهای حول آنها کشیده نشده بود، به عموم باز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید