unfamiliarity

[ایالات متحده]/[ʌnfəˈmɪlɪərɪti]/
[بریتانیا]/[ʌnfəˈmɪlɪərɪti]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ناشناختن چیزی؛ ناشناختنی بودن؛ حالت ناشناخته یا نامشخص بودن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

due to unfamiliarity

به دلیل ناآشنا بودن

an unfamiliarity with

ناآشنا بودن با

overcoming unfamiliarity

پیروز شدن بر ناآشنا بودن

sense of unfamiliarity

احساس ناآشنا بودن

unfamiliarity breeds

ناآشنا بودن تولید می‌کند

dealing with unfamiliarity

برخورد با ناآشنا بودن

unfamiliarity can cause

ناآشنا بودن می‌تواند باعث شود

reducing unfamiliarity

کاهش ناآشنا بودن

experience unfamiliarity

تجربه ناآشنا بودن

caused by unfamiliarity

به دلیل ناآشنا بودن

جملات نمونه

her unfamiliarity with the software led to several errors in the report.

ناآگاهی او از نرم‌افزار منجر به چند خطا در گزارش شد.

due to his unfamiliarity with local customs, he felt out of place.

به دلیل ناآگاهی او از روش‌های محلی، او احساس ناامیدی کرد.

the team's unfamiliarity with agile methodologies hindered their progress.

ناآگاهی تیم از رویکردهای اسکیل پیشرفت آن‌ها را کند کرد.

my unfamiliarity with the area meant i got lost several times.

ناآگاهی من از منطقه به این معنی بود که چند بار گم شدم.

her unfamiliarity with the topic made it difficult to participate in the discussion.

ناآگاهی او از موضوع باعث شد که شرکت در بحث برای او دشوار شود.

the project failed partly due to the team's unfamiliarity with the new technology.

پروژه به دلیل ناآگاهی تیم از فناوری جدید به طور جزئی شکست خورده است.

his unfamiliarity with the legal system proved to be a significant disadvantage.

ناآگاهی او از سیستم قانونی به یک معیوب بزرگ تبدیل شد.

the child's unfamiliarity with farm animals made the visit to the farm exciting.

ناآگاهی کودک از حیوانات کشاورزی باعث شد که بازدید از کشاورزی جالب باشد.

their unfamiliarity with the company's internal processes caused confusion.

ناآگاهی آن‌ها از فرآیندهای داخلی شرکت باعث ایجاد سردرگمی شد.

the speaker's unfamiliarity with the audience's background impacted their presentation.

ناآگاهی سخنران از پس‌زمینه‌های مخاطب تأثیرگذار بر ارائه او بود.

the chef's unfamiliarity with thai cuisine resulted in a bland dish.

ناآگاهی پовар از گوشت‌های تایلندی منجر به یک غذای بی‌طعم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید