unfated

[ایالات متحده]/[ʌnˈfeɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈfeɪtɪd]/

ترجمه

adv. قرار نبود اتفاق بیفتد؛ تصادفی.
adj. قرار نبود اتفاق بیفتد؛ از پیش تعیین نشده؛ مشمول سرنوشت نیست؛ از پیش تعیین نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

unfated path

مسیر بدون سرنوشت

being unfated

بدون سرنوشت بودن

unfated future

آینده بدون سرنوشت

unfated events

واقعه‌های بدون سرنوشت

seemingly unfated

به ظاهر بدون سرنوشت

unfated outcome

نتیجه بدون سرنوشت

unfated choice

انتخاب بدون سرنوشت

unfated destiny

سرنوشت بدون سرنوشت

an unfated chance

شانس بدون سرنوشت

truly unfated

واقعاً بدون سرنوشت

جملات نمونه

the hero felt unfated to repeat the tragic cycle of his family.

قهرمان احساس نمی‌کرد که سرنوشتش تکرار چرخه تراژیک خانواده‌اش است.

she believed their meeting was unfated, a beautiful accident in a crowded city.

او باور داشت که ملاقاتشان غیرمنتظره بود، یک اتفاق زیبا در یک شهر شلوغ.

despite the odds, they remained unfated to give up on their shared dream.

با وجود شانس‌ها، آن‌ها غیرمنتظره ماندند و از دست دادن رویای مشترک خود دست نکشیدند.

the ancient prophecy suggested a fated doom, but the kingdom remained unfated.

پیشگویی باستانی از یک سرنوشت شوم خبر می‌داد، اما پادشاهی غیرمنتظره باقی ماند.

he considered himself unfated to a life of corporate drudgery.

او خود را غیرمنتظره برای یک زندگی کسالت‌آمیز شرکتی می‌دانست.

their relationship seemed unfated, defying all expectations and societal norms.

ارتباط آن‌ها غیرمنتظره به نظر می‌رسید، با بی‌توجهی به تمام انتظارات و هنجارهای اجتماعی.

the team worked tirelessly, proving they were unfated to fail the project.

تیم بی‌وقفه کار کرد و ثابت کرد که غیرمنتظره است که پروژه را شکست دهند.

the artist's journey was unfated, constantly shifting and evolving with each new inspiration.

سفر هنرمند غیرمنتظره بود، دائماً در حال تغییر و تکامل با هر الهام جدید.

they chose an unfated path, embracing uncertainty and the unknown.

آن‌ها یک مسیر غیرمنتظره را انتخاب کردند و ابهام و ناشناخته‌ها را پذیرفتند.

the young couple felt unfated to a conventional marriage, seeking a unique bond.

زوج جوان احساس می‌کردند که غیرمنتظره برای یک ازدواج متعارف هستند و به دنبال یک پیوند منحصر به فرد هستند.

the scientist's research was unfated, leading to unexpected discoveries.

تحقیقات دانشمند غیرمنتظره بود و منجر به کشف‌های غیرمنتظره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید