unfillability

[ایالات متحده]//ˌʌnˌfɪləˈbɪləti//
[بریتانیا]//ˌʌnˌfɪləˈbɪləti//

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت ناکارآمد بودن (فیزیکی) یا ناتوانی در رفع (یک نیاز، خواست، الزام یا موقعیت)؛ ویژگی چیزی که نمی‌تواند به طور کافی پر شود، اشغال شود، کامل شود یا برآورده شود.

عبارات و ترکیب‌ها

unfillability issue

مشکل عدم پر شدن

unfillability problem

مشکل عدم پر شدن

unfillability risk

خطر عدم پر شدن

unfillability gap

نابرابری عدم پر شدن

unfillability concern

نگرانی در مورد عدم پر شدن

unfillability persists

عدم پر شدن ادامه می یابد

جملات نمونه

the unfillability of the position forced the team to rethink its hiring strategy.

ناتوانی در پر کردن این موقعیت باعث شد تیم به بازبری راهکار استخدام خود فکر کند.

we were surprised by the unfillability of the vacancy despite a generous salary.

ما به ناتوانی در پر کردن این خالی‌مانده با وجود حقوقی که به‌طور کافی بالا بود، شگفت خورده بودیم.

the report highlights the unfillability of rural nursing roles year after year.

گزارش ناتوانی در پر کردن نقش‌های پرستاری روستایی سالی پس از سال را تاکید می‌کند.

due to the unfillability of critical posts, overtime became routine.

به دلیل ناتوانی در پر کردن این پست‌های حیاتی، کار بیش از حد معمول شد.

managers debated the unfillability of specialist roles during the quarterly review.

مدیران در مورد ناتوانی در پر کردن نقش‌های متخصص در مرور فصلی بحث کردند.

the unfillability of the role created a bottleneck in the project timeline.

ناتوانی در پر کردن این نقش باعث ایجاد یک گلوگاه در زمان‌بندی پروژه شد.

we need to address the unfillability of entry level jobs in remote branches.

ما باید ناتوانی در پر کردن شغل‌های سطح ورودی در شاخه‌های دور دست را مورد بررسی قرار دهیم.

the union cited the unfillability of shifts as evidence of chronic understaffing.

اتحادیه ناتوانی در پر کردن شیفت‌ها را به‌عنوان شواهدی از کمبود مداوم کارکنان ذکر کرد.

training programs can reduce the unfillability of hard to staff positions.

برنامه‌های آموزشی می‌توانند ناتوانی در پر کردن موقعیت‌های سخت پر کردن را کاهش دهند.

budget cuts worsened the unfillability of vacancies across the department.

کاهش بودجه ناتوانی در پر کردن خالی‌مانده‌ها در سراسر بخش را بدتر کرد.

the unfillability of senior leadership roles raised concerns among investors.

ناتوانی در پر کردن نقش‌های رهبری بالا نگرانی‌هایی را در میان سرمایه‌گذاران ایجاد کرد.

in exit interviews, employees mentioned the unfillability of roles as a stressor.

در مصاحبه‌های خروج، کارکنان ناتوانی در پر کردن نقش‌ها را به‌عنوان یک عامل استرس ذکر کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید