unfringed

[ایالات متحده]/[ʌnˈfrɪndʒd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈfrɪndʒd]/

ترجمه

adj. بدون مرز؛ بدون لبه؛ بدون تجاوز شده؛ بدون تغییر.

عبارات و ترکیب‌ها

unfringed forest

چشم انداز بدون محدودیت

remains unfringed

بدون محدودیت باقی می‌ماند

unfringed view

چشم انداز بدون محدودیت

unfringed land

زمین بدون محدودیت

unfringed by noise

بدون نویز

unfringed peace

سلامتی بدون محدودیت

unfringed horizon

افق بدون محدودیت

unfringed wilderness

دشت‌های وحشی بدون محدودیت

unfringed stillness

بездما بودن بدون محدودیت

unfringed expanse

اند昭 بدون محدودیت

جملات نمونه

the unfringed hem of her dress flowed gracefully.

پایه ناچرونه پرده‌ی او به‌طور زیبایی جریان می‌یافت.

he wore an unfringed shawl over his shoulders.

او یک چادر ناچرونه را روی شانه‌هایش پوشید.

the unfringed edge of the rug felt soft underfoot.

حاشیه‌ی ناچرونه مسواک نرمی زیر پایش احساس می‌شد.

the unfringed curtain hung neatly against the window.

پرده‌ی ناچرونه به‌طور مرتب در کنار پنجره‌ی آویزان بود.

she preferred an unfringed scarf to one with embellishments.

او به‌جای یک کش‌نخ با جواهرات، یک کش‌نخ ناچرونه را ترجیح می‌داد.

the unfringed tablecloth added a simple elegance to the table.

پرده‌ی میز ناچرونه زیبایی ساده‌ای به میز اضافه می‌کرد.

the artist chose an unfringed border for the painting.

هنرمند یک حاشیه‌ی ناچرونه را برای نقاشی انتخاب کرد.

the unfringed fabric was ideal for creating a minimalist design.

پارچه‌ی ناچرونه برای ایجاد یک طراحی مینیمالیستیک مناسب بود.

the unfringed cushion cover provided a clean look.

پوسته‌ی ناچرونه جلد تخته‌ای زیبایی تمیز ایجاد می‌کرد.

she liked the unfringed appearance of the handmade quilt.

او از ظاهر ناچرونه چادر دست‌ساز لذت می‌برد.

the unfringed lace added a touch of vintage charm.

لیسه‌ی ناچرونه یک چیزی از جذابیت گذشته‌ای اضافه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید