unfruitfulness

[ایالات متحده]/[ʌnˈfruːtflnəs]/
[بریتانیا]/[ʌnˈfruːtflnəs]/

ترجمه

n. حالت عدم تولید میوه؛ بی‌فروغی.؛ حالت بودن بی‌کار یا ناموفق.

عبارات و ترکیب‌ها

avoiding unfruitfulness

پرهیز از بی‌نتیجه بودن

unfruitfulness of soil

بی‌نتیجه بودن خاک

due to unfruitfulness

به دلیل بی‌نتیجه بودن

facing unfruitfulness

مقابله با بی‌نتیجه بودن

unfruitfulness persists

بی‌نتیجه بودن ادامه می‌یابد

despite unfruitfulness

با وجود بی‌نتیجه بودن

unfruitfulness caused

بی‌نتیجه بودن باعث شده است

marked unfruitfulness

بی‌نتیجه بودن قابل توجه

unfruitfulness remains

بی‌نتیجه بودن باقی می‌ماند

جملات نمونه

the couple lamented the unfruitfulness of their years of trying to conceive.

این زوج از بی‌نتیجه ماندن سال‌های تلاش خود برای بچه‌دار شدن ناامید شدند.

despite their efforts, the project faced a period of unfruitfulness and stagnation.

هر چند که تلاش‌های آن‌ها بود، پروژه با دوره‌ای از بی‌نتیجه ماندن و توقف مواجه شد.

the soil’s unfruitfulness made farming a difficult and challenging endeavor.

بی‌نتیجه ماندن خاک کاشت و کار را به یک کار دشوار و چالش‌برانگیز تبدیل کرد.

he recognized the unfruitfulness of arguing with her; it was a pointless exercise.

او متوجه بی‌نتیجه ماندن مذاکره با او شد؛ این کاری بی‌هدف بود.

the unfruitfulness of their relationship became painfully clear over time.

بی‌نتیجه ماندن رابطه‌ی آن‌ها با گذشت زمان به وضوح قابل درک شد.

the research revealed the unfruitfulness of the initial hypothesis.

تحقیق نشان داد که فرضیه اولیه بی‌نتیجه مانده است.

she questioned the unfruitfulness of continuing down a path that led nowhere.

او از بی‌نتیجه ماندن ادامه دادن در یک مسیری که به هیچ جایی نمی‌رسد سوال کرد.

the team acknowledged the unfruitfulness of their previous strategies.

تیم به بی‌نتیجه ماندن استراتژی‌های قبلی خود اعتراف کرد.

he spoke of the unfruitfulness of chasing fleeting dreams and ambitions.

او درباره‌ی بی‌نتیجه ماندن تعقیب رویاهای موقتی و امیدهای خود صحبت کرد.

the unfruitfulness of their negotiations led to a complete breakdown in talks.

بی‌نتیجه ماندن مذاکرات آن‌ها منجر به شکست کامل در گفت‌وگوهای آن‌ها شد.

the unfruitfulness of the land forced them to seek new opportunities elsewhere.

بی‌نتیجه ماندن زمین آن‌ها را مجبور کرد تا به دنبال فرصت‌های جدید در جای دیگر بروند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید