unhopeful

[ایالات متحده]/[ʌnˈhəʊpfʊl]/
[بریتانیا]/[ʌnˈhoʊpfəl]/

ترجمه

adj. بدون امید؛ ناموفق؛ خمّت‌گرا

عبارات و ترکیب‌ها

unhopeful situation

وضعیتی ناموفق

feeling unhopeful

احساس ناموفق

was unhopeful

بود ناموفق

become unhopeful

شده ناموفق

rather unhopeful

بیشتر ناموفق

unhopeful outlook

نگاهی ناموفق

seem unhopeful

به نظر می‌رسد ناموفق

unhopeful attempt

تلاشی ناموفق

quite unhopeful

خیلی ناموفق

unhopeful signs

نشانه‌های ناموفق

جملات نمونه

the situation looked unhopeful, and we didn't know what to do.

وضعیت نام乐观 به نظر می‌رسید و نمی‌دانستیم چه کار کنیم.

after years of searching, their quest felt increasingly unhopeful.

پس از چندین سال جستجو، جستجوی آن‌ها به طور مداوم نام乐观‌تر به نظر می‌رسید.

the unhopeful prognosis left the family devastated.

پیش‌بینی نام乐观 باعث خسارت جدی به خانواده شد.

despite their efforts, the project remained unhopeful.

هر چند تلاش‌های آن‌ها بود، پروژه هنوز نام乐观 باقی ماند.

the unhopeful outcome of the trial disappointed many.

نتیجه نام乐观 آزمایش بسیاری را ناامید کرد.

he gave an unhopeful assessment of the company's future.

او ارزیابی نام乐观ی از آینده شرکت ارائه کرد.

the unhopeful forecast predicted continued economic decline.

پیش‌بینی نام乐观 افت اقتصادی را پیش بینی می‌کرد.

their unhopeful attempts to resolve the conflict failed.

تلاش‌های نام乐观 آن‌ها برای حل تعارض ناکام ماند.

the unhopeful reality of the situation was hard to accept.

واقعیت نام乐观 این وضعیت قابل قبول نبود.

she felt unhopeful about finding a new job soon.

او نسبت به پیدا کردن شغل جدید به زودی ناامید بود.

the unhopeful news dampened everyone's spirits.

خبر نام乐观 روح همه را تلخ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید