unifiedly

[ایالات متحده]/ˈjuːnɪfaɪdli/
[بریتانیا]/ˈjuːnɪfaɪdli/

ترجمه

adv. به صورت یکپارچه؛ به شکلی که یکپارچگی را نشان می‌دهد یا تولید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

working unifiedly

همکاری یکپارچه

acting unifiedly

عمل کردن به صورت یکپارچه

جملات نمونه

the team worked unifiedly to complete the complex project ahead of schedule.

تیم به طور یکپارچه کار کرد تا پروژه پیچیده را قبل از مهلت به پایان برساند.

the government plans to unifiedly address the environmental challenges facing the nation.

دولت قصد دارد به طور یکپارچه با چالش‌های محیط زیستی که کشور را تهدید می‌کنند کنار بیاید.

several departments must unifiedly coordinate their efforts to solve this pressing problem.

چندین بخش باید به طور یکپارچه تلاش‌های خود را هماهنگ کنند تا این مشکل فوری را حل کنند.

the company unifiedly implemented the new safety protocols across all manufacturing locations.

شرکت به طور یکپارچه پروتکل‌های ایمنی جدید را در تمامی مکان‌های تولید اجرا کرد.

scientists from different research fields are working unifiedly to find a cure for the disease.

دانشمندان از میدان‌های مختلف تحقیق به طور یکپارچه کار می‌کنند تا درمانی برای بیماری پیدا کنند.

the international coalition unifiedly presented their joint proposal at the united nations assembly.

کوئیت سیاسی بین‌المللی به طور یکپارچه پیشنهاد مشترک خود را در جمع‌بندی ملل متحد ارائه کرد.

all stakeholders need to unifiedly support this sustainable urban development initiative.

همه ذینفع‌ها باید به طور یکپارچه این اقدام پیشنهادی توسعه شهری پایدار را حمایت کنند.

the orchestra played unifiedly, creating a harmonious and emotionally powerful performance.

ارکستر به طور یکپارچه بازی کرد و یک اجرای هماهنگ و قوی احساسی ایجاد کرد.

regional governments unifiedly agreed on the comprehensive cross-border transportation plan.

دولت‌های منطقه‌ای به طور یکپارچه بر روی برنامه جامع حمل و نقل چنگال مرزی توافق کردند.

the global marketing team unifiedly launched the new product campaign across multiple platforms.

تیم بازاریابی جهانی به طور یکپارچه حمله‌ای محصول جدید را در چندین پلتفرم راه انداخت.

educational institutions must unifiedly adapt to the rapidly changing technological landscape.

مؤسسات آموزشی باید به طور یکپارچه به محیط فناوری که به سرعت در حال تغییر است سازگار شوند.

the city council unifiedly decided to invest in renewable energy infrastructure for the future.

شورای شهر به طور یکپارچه تصمیم گرفت برای آینده در زیرساخت‌های انرژی تجدیدپذیر سرمایه گذاری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید