unimprisoned

[ایالات متحده]/ˌʌnɪmˈprɪzənd/
[بریتانیا]/ˌʌnɪmˈprɪzənd/

ترجمه

adj. آزاد نبودن؛ آزاد از زندانی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

remain unimprisoned

آزاد باقی ماند

unimprisoned people

افراد آزاد

was unimprisoned

آزاد بود

stay unimprisoned

آزاد باقی بماند

unimprisoned population

جمعیت آزاد

has remained unimprisoned

آزاد باقی مانده است

unimprisoned citizens

شهروندان آزاد

finally unimprisoned

در نهایت آزاد شد

being unimprisoned

آزاد بودن

unimprisoned individuals

افراد آزاد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید