naïve assumption
تصور سادهانگارانه
naïve belief
باور سادهانگارانه
naïve approach
رویکرد سادهانگارانه
being naïve
سادهانگار بودن
naïvely speaking
به طور سادهانگارانه صحبت کردن
naïve idealist
ایدهآلیست سادهانگارانه
naïve observer
ناظر سادهانگارانه
too naïve
خیلی سادهانگارانه
naïve hope
امید سادهانگارانه
naïve youth
جوانان سادهانگارانه
her naïve enthusiasm was infectious and brightened the room.
اشتیاق معصومانه و مسری او فضایی را روشن و دلپذیر کرد.
he had a naïve belief that everyone was inherently good.
او باور معصومانه ای داشت که همه ذاتاً خوب هستند.
the naïve approach to security left them vulnerable to attack.
رویکرد ساده لوحانه به امنیت باعث شد آنها در برابر حمله آسیب پذیر شوند.
it was naïve of her to trust him after what he'd done.
معصومانه بود که بعد از آنچه کرده بود به او اعتماد کرد.
his naïve questions revealed a lack of understanding of the situation.
سوالات ساده لوحانه او نشان دهنده فقدان درک از وضعیت بود.
don't be naïve; the world isn't always fair.
ساده لوح نباشید؛ دنیا همیشه منصفانه نیست.
she was a naïve young woman, easily taken advantage of.
او یک زن جوان معصوم بود که به راحتی مورد سوء استفاده قرار می گرفت.
the naïve assumption that success comes easily is often wrong.
تصور ساده لوحانه اینکه موفقیت به آسانی به دست می آید اغلب اشتباه است.
he displayed a naïve optimism despite the grim circumstances.
او با وجود شرایط وخیم، خوش بینی معصومانه ای از خود نشان داد.
it's naïve to think you can change the world on your own.
این تصور معصومانه است که فکر می کنید می توانید دنیا را به تنهایی تغییر دهید.
her naïve comments often embarrassed her colleagues.
اظهارات معصومانه او اغلب همکارانش را شرمنده می کرد.
naïve assumption
تصور سادهانگارانه
naïve belief
باور سادهانگارانه
naïve approach
رویکرد سادهانگارانه
being naïve
سادهانگار بودن
naïvely speaking
به طور سادهانگارانه صحبت کردن
naïve idealist
ایدهآلیست سادهانگارانه
naïve observer
ناظر سادهانگارانه
too naïve
خیلی سادهانگارانه
naïve hope
امید سادهانگارانه
naïve youth
جوانان سادهانگارانه
her naïve enthusiasm was infectious and brightened the room.
اشتیاق معصومانه و مسری او فضایی را روشن و دلپذیر کرد.
he had a naïve belief that everyone was inherently good.
او باور معصومانه ای داشت که همه ذاتاً خوب هستند.
the naïve approach to security left them vulnerable to attack.
رویکرد ساده لوحانه به امنیت باعث شد آنها در برابر حمله آسیب پذیر شوند.
it was naïve of her to trust him after what he'd done.
معصومانه بود که بعد از آنچه کرده بود به او اعتماد کرد.
his naïve questions revealed a lack of understanding of the situation.
سوالات ساده لوحانه او نشان دهنده فقدان درک از وضعیت بود.
don't be naïve; the world isn't always fair.
ساده لوح نباشید؛ دنیا همیشه منصفانه نیست.
she was a naïve young woman, easily taken advantage of.
او یک زن جوان معصوم بود که به راحتی مورد سوء استفاده قرار می گرفت.
the naïve assumption that success comes easily is often wrong.
تصور ساده لوحانه اینکه موفقیت به آسانی به دست می آید اغلب اشتباه است.
he displayed a naïve optimism despite the grim circumstances.
او با وجود شرایط وخیم، خوش بینی معصومانه ای از خود نشان داد.
it's naïve to think you can change the world on your own.
این تصور معصومانه است که فکر می کنید می توانید دنیا را به تنهایی تغییر دهید.
her naïve comments often embarrassed her colleagues.
اظهارات معصومانه او اغلب همکارانش را شرمنده می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید