unknowably

[ایالات متحده]/ʌnˈnəʊəbli/
[بریتانیا]/ʌnˈnoʊəbli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نمی‌توان آن را شناخت یا درک کرد

عبارات و ترکیب‌ها

unknowably distant

به طور ناشناخته‌ای دور

unknowably complex

به طور ناشناخته‌ای پیچیده

unknowably far

به طور ناشناخته‌ای دور

unknowably intricate

به طور ناشناخته‌ای پیچیده و پیچنده

unknowably obscure

به طور ناشناخته‌ای مبهم

unknowably vague

به طور ناشناخته‌ای غامض

unknowably mysterious

به طور ناشناخته‌ای رازگونه

جملات نمونه

the universe is unknowably vast, stretching beyond human comprehension.

کهکشان به طور ناشناخته‌ای گسترده است و فراتر از توانایی درک انسانی می‌رسد.

his motives were unknowably complex, layered with secrets he would never reveal.

动机 were unknowably complex, layered with secrets he would never reveal.

the ancient manuscript contained knowledges that remained unknowably distant from modern scholars.

این مانوسکرپت قدیمی دانش‌هایی را حاوی بود که به طور ناشناخته‌ای از دانشمندان مدرن دور مانده است.

she felt unknowably small standing beneath the infinite night sky.

او احساس می‌کرد که به طور ناشناخته‌ای کوچک است و زیر آسمان شب بی‌پایان ایستاده است.

the mathematical problem was unknowably complex, defying even the greatest minds.

این مسئله ریاضی به طور ناشناخته‌ای پیچیده بود و حتی ذهن‌های بزرگ‌ترین را نیز به چالش می‌کشید.

his thoughts were unknowably strange, operating on principles no one could grasp.

فکرهای او به طور ناشناخته‌ای عجیب بودند و بر اساس اصولی کار می‌کردند که هیچ کس نمی‌توانست آن‌ها را درک کند.

the ocean's depths are unknowably deep, hiding creatures we've never seen.

عمق اقیانوس به طور ناشناخته‌ای زیاد است و موجوداتی را پنهان می‌کند که ما هرگز ندیده‌ایم.

the future remains unknowably different from anything we can imagine.

آینده به طور ناشناخته‌ای متفاوت از هر چیزی است که ما می‌توانیم تصور کنیم.

his kindness was unknowably profound, touching lives in ways he never knew.

لطف او به طور ناشناخته‌ای عمیق بود و زندگی‌ها را به شکل‌هایی که او هرگز نمی‌دانست، لمس می‌کرد.

the quantum world operates under unknowably strange rules that challenge reality.

جهان کوانتومی تحت قوانینی که به طور ناشناخته‌ای عجیب هستند کار می‌کند و واقعیت را به چالش می‌کشد.

her beauty was unknowably distant, like a star light-years away.

زیبایی او به طور ناشناخته‌ای دور بود، مانند یک ستاره که چندین سال نوری دور است.

the artist's vision was unknowably vast, encompassing dimensions beyond normal perception.

دیدگاه هنرمند به طور ناشناخته‌ای گسترده بود و ابعادی را شامل می‌شد که فراتر از درک معمولی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید