unfathomably

[ایالات متحده]/[ʌnˈfæθəm.ə.bli]/
[بریتانیا]/[ʌnˈfæθəm.ə.bli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که غیرممکن است کاملاً فهمیده یا بررسی شود؛ به میزانی که فهمش غیرممکن است.

عبارات و ترکیب‌ها

unfathomably deep

بездна

unfathomably complex

بسیار پیچیده

unfathomably beautiful

بسیار زیبایی

unfathomably vast

بسیار گسترده

unfathomably cruel

بسیار خشن

unfathomably mysterious

بسیار غمگین

unfathomably rich

بسیار ثروتمند

unfathomably strange

بسیار عجیب

جملات نمونه

the ocean's depths remain unfathomably mysterious.

عمق دریا به طور غیرقابل فهم و رازگونه باقی می‌ماند.

his talent for music is unfathomably impressive.

талانت او در موسیقی به طور غیرقابل فهم و درخشان است.

the universe expands at an unfathomably rapid rate.

کهکشان در یک سرعت غیرقابل فهم و سریع گسترش می‌یابد.

the complexity of quantum physics is unfathomably challenging.

پیچیدگی فیزیک کوانتومی به طور غیرقابل فهم و چالش‌برانگیز است.

her dedication to the cause was unfathomably inspiring.

پرداخت او به این بازگویی به طور غیرقابل فهم و الهام‌بخش بود.

the grief she felt after the loss was unfathomably deep.

غمی که او پس از از دست دادن احساس کرد به طور غیرقابل فهم و عمیق بود.

the vastness of space is unfathomably awe-inspiring.

بزرگی فضا به طور غیرقابل فهم و دیدنی است.

the human mind can be unfathomably complex and unpredictable.

ذهن انسان می‌تواند به طور غیرقابل فهم پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی باشد.

the implications of climate change are unfathomably serious.

پیامدهای تغییرات اقلیمی به طور غیرقابل فهم جدی است.

the loyalty of a dog can be unfathomably touching.

وفاداری یک سگ می‌تواند به طور غیرقابل فهم مهیب باشد.

the power of nature can be unfathomably destructive.

قدرت طبیعت می‌تواند به طور غیرقابل فهم و خرابکار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید