inexplicability

[ایالات متحده]/ˌɪnɪkˌsplɪkəˈbɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌɪnɪkˌsplɪkəˈbɪləti/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن غیرقابل توضیح یا درک
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sheer inexplicability

ناتوانی کاملاً در توضیح دادن

pure inexplicability

ناتوانی کاملاً در توضیح دادن

total inexplicability

ناتوانی کامل در توضیح دادن

its inexplicability

ناتوانی آن در توضیح دادن

their inexplicability

ناتوانی آن‌ها در توضیح دادن

notable inexplicability

ناتوانی قابل توجه در توضیح دادن

striking inexplicability

ناتوانی شگفت‌آور در توضیح دادن

growing inexplicability

ناتوانی در حال افزایش در توضیح دادن

lingering inexplicability

ناتوانی ماندگار در توضیح دادن

inexplicabilities abound

ناتوانی‌های زیادی در توضیح دادن وجود دارد

جملات نمونه

the inexplicability of his sudden resignation sparked endless office gossip.

ناتوانی در توجیه بازنشستگی ناگهانی او باعث گفت‌وگوهای بی‌پایان در دفتر شد.

i can’t get past the inexplicability of her silence after the apology.

من نمی‌توانم از ناتوانی در توجیه سکوت او پس از عذرخواهی عبور کنم.

the inexplicability of the result forced the team to review every assumption.

ناتوانی در توجیه نتیجه باعث شد تیم تمام فرضیات را مجدد بررسی کند.

we were struck by the sheer inexplicability of the stranger’s kindness.

ما به خالص ناتوانی در توجیه لطف گیج‌گاهی شوکه شدیم.

the inexplicability of the outage raised serious questions about system integrity.

ناتوانی در توجیه قطعی برق سوالات جدی ای درباره کامل بودن سیستم را به وجود آورد.

her novel leans into the inexplicability of memory and loss.

رومان او به ناتوانی در توجیه یادگاری و از دست دادن می‌پردازد.

the inexplicability of the timing made the coincidence feel unsettling.

ناتوانی در توجیه زمان‌بندی باعث شد که این تصادفی بودن ناخوشایند به نظر برسد.

investigators noted the inexplicability of the pattern but found no clear motive.

تحقیقات کننده‌ها ناتوانی در توجیه الگو را یادداشت کردند اما هیچ دلیل واضحی پیدا نکردند.

the inexplicability of his laughter at the funeral offended several relatives.

ناتوانی در توجیه خنده او در جنازه چند نزدیک را ناراحت کرد.

there is a lingering inexplicability to the way the rumor spread so fast.

ناتوانی در توجیه نحوه سریع شیوع این خبرهای گمراه کننده باقی می‌ماند.

she tried to rationalize it, but the inexplicability of the dream remained.

او سعی کرد آن را منطقی کند، اما ناتوانی در توجیه رویا باقی ماند.

the report highlights the inexplicability of the discrepancy in the numbers.

گزارش ناتوانی در توجیه تفاوت در اعداد را تاکید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید