unpoetic

[ایالات متحده]/ʌnˈpəʊɪtɪk/
[بریتانیا]/ʌnˈpoʊɪtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد کیفیت شاعرانه یا تخیل

عبارات و ترکیب‌ها

unpoetic language

زبان غیرشاعرانه

unpoetic expression

بیان غیرشاعرانه

unpoetic imagery

تصویرسازی غیرشاعرانه

unpoetic style

سبک غیرشاعرانه

unpoetic tone

لحن غیرشاعرانه

unpoetic verse

غزل غیرشاعرانه

unpoetic thoughts

افکار غیرشاعرانه

unpoetic reality

واقعیت غیرشاعرانه

unpoetic details

جزئیات غیرشاعرانه

unpoetic narrative

روایت غیرشاعرانه

جملات نمونه

his writing style is often considered unpoetic.

سبک نوشتاری او اغلب به عنوان غیر شاعرانه در نظر گرفته می‌شود.

the unpoetic nature of the report surprised everyone.

طبیعت غیر شاعرانه گزارش همه را شگفت‌زده کرد.

she found the unpoetic details of life to be quite mundane.

او جزئیات غیر شاعرانه زندگی را کاملاً پیش پا افتاده یافت.

his unpoetic approach to art was refreshing.

رویکرد غیر شاعرانه او به هنر نویدبخش بود.

the poem was criticized for its unpoetic language.

این شعر به دلیل زبان غیر شاعرانه مورد انتقاد قرار گرفت.

they preferred unpoetic realism to romanticism.

آنها رئالیسم غیر شاعرانه را به رمانتیسم ترجیح می‌دادند.

his unpoetic description of the scenery lacked emotion.

توصیف غیر شاعرانه او از مناظر فاقد احساس بود.

many found her unpoetic remarks to be quite practical.

بسیاری از افراد متوجه شدند که نظرات غیر شاعرانه او کاملاً کاربردی است.

the unpoetic reality of their situation was hard to accept.

واقعیت غیر شاعرانه وضعیت آنها پذیرش آن را دشوار می‌کرد.

he often made unpoetic observations about life.

او اغلب مشاهدات غیر شاعرانه ای در مورد زندگی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید