unpreferably

[ایالات متحده]/[ʌnˈprefrəbli]/
[بریتانیا]/[ʌnˈprefrəbli]/

ترجمه

adv. به نحوی که ترجیح داده نمی‌شود؛ نه به صورت ایده‌آل؛ کمتر مطلوب.

عبارات و ترکیب‌ها

unpreferably chosen

انتخاب نشده ترجیحاً

unpreferably located

واقعاً غیر ترجیحی

unpreferably timed

زمان‌بندی غیر ترجیحی

unpreferably suited

مناسب غیر ترجیحی

unpreferably arranged

چیدمان غیر ترجیحی

unpreferably presented

ارائه غیر ترجیحی

unpreferably designed

طراحی غیر ترجیحی

unpreferably handled

مدیریت غیر ترجیحی

unpreferably executed

اجرا غیر ترجیحی

unpreferably performed

اجرای غیر ترجیحی

جملات نمونه

the candidate found the role unpreferably challenging.

نامزد نقش را به طرز ناخواسته ای چالش برانگیز یافت.

we would unpreferably choose a different supplier.

ما به طور ناخواسته یک تامین کننده متفاوت انتخاب می کردیم.

the location was unpreferably remote for our needs.

موقعیت مکانی برای نیازهای ما به طرز ناخواسته ای دور بود.

he unpreferably declined the invitation to the party.

او به طور ناخواسته دعوت به مهمانی را رد کرد.

the project's timeline was unpreferably extended.

مهلت زمانی پروژه به طور ناخواسته تمدید شد.

the results were unpreferably lower than expected.

نتایج به طور ناخواسته کمتر از حد انتظار بود.

she unpreferably avoided discussing the issue.

او به طور ناخواسته از بحث در مورد موضوع اجتناب کرد.

the software performed unpreferably on older systems.

نرم افزار به طور ناخواسته روی سیستم های قدیمی عملکرد داشت.

the team unpreferably struggled to meet the deadline.

گروه به طور ناخواسته برای رسیدن به مهلت ضرب العجل تلاش کرد.

the weather turned unpreferably cold and rainy.

هوا به طور ناخواسته سرد و بارانی شد.

the product's design was unpreferably bulky.

طراحی محصول به طور ناخواسته حجیم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید