unredeemed

[ایالات متحده]/ʌnrɪ'diːmd/
[بریتانیا]/ˌʌnrɪ'dimd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هنوز تحقق نیافته; برآورده نشده; نجات نیافته.

عبارات و ترکیب‌ها

unredeemed debt

بدهی پرداخت نشده

جملات نمونه

There was an iciness , a sinking, a sickening of the heart, an unredeemed torture into ought of the sublime.

فضایی سرد و دلگیر وجود داشت، احساس افتادگی و تهوع وجود داشت، یک شکنجه غیرقابل جبران به چیزی عالی.

The “old things” – neuter plural things – an expression of the “unredeemed world,” existing in sin and misery.

"چیزهای قدیمی" - چیزهای خنثی جمع - بیان "جهان فدا نشده"، موجود در گناه و بدبختی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید