unrelievability

[ایالات متحده]/ˌʌnrɪˈliːviəbɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌʌnrɪˈliːviəbɪlɪti/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن غیرقابل کاهش؛ ناتوانی در کاهش یا تخفیف دادن

عبارات و ترکیب‌ها

sheer unrelievability

ناتوانی کاملاً در رفع

complete unrelievability

ناتوانی کامل در رفع

profound unrelievability

ناتوانی عمیق در رفع

emotional unrelievability

ناتوانی عاطفی در رفع

existential unrelievability

ناتوانی وجودی در رفع

chronic unrelievability

ناتوانی مزمن در رفع

constant unrelievability

ناتوانی دائمی در رفع

total unrelievability

ناتوانی کلی در رفع

unrelievability of suffering

ناتوانی در رفع رنج

absolute unrelievability

ناتوانی مطلق در رفع

جملات نمونه

the unrelievability of her chronic pain made every day a struggle.

ناتوانی در کاهش درد مزمن او باعث شد که هر روز یک مبارزه شود.

doctors were confronted with the unrelievability of his symptoms despite aggressive treatment.

پزشکان با ناتوانی در کاهش علائم او مواجه شدند، در حالی که درمان‌های فشرده انجام شده بود.

the unrelievability of grief can leave individuals feeling completely helpless.

ناتوانی در کاهش افسردگی می‌تواند افراد را به حالت کاملاً بی‌کمک برساند.

she experienced a sense of unrelievability that no medication could touch.

او احساس ناتوانی در کاهشی را داشت که هیچ دارویی نمی‌توانست آن را تأثیر بخشد.

the unrelievability of his condition forced the family to reconsider their options.

ناتوانی در کاهش حالت او خانواده را مجبور کرد تا گزینه‌های خود را دوباره در نظر بگیرند.

terminal patients often face unrelievability of suffering in their final days.

بیماران در مرحله نهایی زندگی معمولاً با ناتوانی در کاهش رنج در روزهای پایانی خود مواجه می‌شوند.

the unrelievability of emotional distress was evident in her constant anxiety.

ناتوانی در کاهش اضطراب عاطفی در اضطراب مداوم او آشکار بود.

medical professionals struggle with the unrelievability of certain neurological conditions.

کارکنان پزشکی با ناتوانی در کاهش برخی از بیماری‌های عصبی مبارزه می‌کنند.

the unrelievability of postoperative pain surprised the surgical team.

ناتوانی در کاهش درد پس از جراحی تیم جراحی را شگفت زده کرد.

she described the unrelievability of her depression as suffocating.

او ناتوانی در کاهش افسردگی خود را به عنوان خانه‌گیروی‌کننده توصیف کرد.

the unrelievability of his headaches resisted all conventional treatments.

ناتوانی در کاهش مигرنهای او به تمام درمان‌های معمول مقاومت کرد.

family members watched helplessly at the unrelievability of their loved one's agony.

اعضای خانواده به طور بی‌کمکانه شاهد ناتوانی در کاهش رنج عزیزان خود بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید