penitent

[ایالات متحده]/ˈpenɪtənt/
[بریتانیا]/ˈpenɪtənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احساس یا ابراز پشیمانی برای خطاهای خود
n. شخصی که برای گناهان خود توبه می‌کند
Word Forms
جمعpenitents

جملات نمونه

penitent about his mistake

پشیمان از اشتباهش

The penitents were to be able to join in the Easter celebrations;therefore they had to be "reconciled" on the day before the Paschal Triduum began, that is, on Maundy Thursday.

بازگشت‌کنندگان باید بتوانند در جشن‌های عید پاک شرکت کنند؛ بنابراین آنها باید روز قبل از شروع تثلیث پاک، یعنی در پنجشنبه آخر هفته صومعه، «آشتی داده» شوند.

The penitent criminal asked for forgiveness.

جنایتکار توبهکار طلب بخشش کرد.

She looked penitent after realizing her mistake.

پس از متوجه شدن اشتباهش، پشیمان به نظر می رسید.

The penitent student apologized for cheating on the exam.

دانشجوی توبهکار به دلیل تقلب در امتحان عذرخواهی کرد.

He made a penitent confession to his parents.

او با توبه، برای والدینش اعتراف کرد.

The penitent sinner prayed for redemption.

گناهکار توبهکار برای رستگاری دعا کرد.

The penitent attitude of the employee impressed the boss.

حالت توبهکارانه کارمند بر رئیس تأثیر گذاشت.

She wore a penitent expression as she faced the consequences of her actions.

در حالی که با عواقب اعمال خود روبرو می شد، چهره ای پشیمان داشت.

The penitent tone of his voice indicated genuine remorse.

لحن توبهکارانه صدای او نشان دهنده پشیمانی واقعی بود.

The penitent man sought absolution from the priest.

مرد توبهکار طلب بخشش از کشیش کرد.

She wrote a penitent letter to apologize for her behavior.

او نامه ای پشیمانانه نوشت تا برای رفتارش عذرخواهی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید