impenitent

[ایالات متحده]/ɪmˈpɛnɪtənt/
[بریتانیا]/ɪmˈpɛnɪtənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احساس پشیمانی نکردن برای گناهان یا اعمال نادرست خود
n. شخصی که پشیمان نیست

عبارات و ترکیب‌ها

impenitent sinner

گناهکار توبه‌کننده

impenitent attitude

نگاه ناپرهیزگار

impenitent heart

قلب ناپرهیزگار

impenitent criminal

مجرّم ناپرهیزگار

impenitent behavior

رفتار ناپرهیزگار

impenitent soul

روح ناپرهیزگار

impenitent pride

غرور ناپرهیزگار

impenitent fool

ابله ناپرهیزگار

impenitent nature

طبع ناپرهیزگار

impenitent rebel

چریک ناپرهیزگار

جملات نمونه

despite his impenitent attitude, he continued to seek forgiveness.

با وجود نگرش طلب بخشنگی او، او به جستجوی بخشش ادامه داد.

the impenitent criminal showed no remorse for his actions.

جنایتکار طلب بخشنده هیچ پشیمانی برای اعمال خود نشان نداد.

her impenitent nature made it difficult for her to change.

طبیعت طلب بخشنده او باعث شد تغییر برای او دشوار باشد.

he remained impenitent even after being confronted with the evidence.

حتی پس از مواجهه با مدارک، او طلب بخشنده باقی ماند.

the impenitent student failed to learn from his mistakes.

دانش آموز طلب بخشنده نتوانست از اشتباهات خود درس بگیرد.

her impenitent laughter only angered her friends further.

خنده طلب بخشنده او فقط دوستانش را بیشتر عصبانی کرد.

he was impenitent about his reckless behavior.

او در مورد رفتار بی فکرش طلب بخشنده بود.

the impenitent remarks he made upset many people.

اظهارات طلب بخشنده ای که او کرد، باعث ناراحتی بسیاری از مردم شد.

even after the incident, she remained impenitent and unapologetic.

حتی پس از حادثه، او طلب بخشنده و غیر پوزش طلب باقی ماند.

the impenitent attitude of the team led to their downfall.

نگرش طلب بخشنده تیم منجر به سقوط آنها شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید