unscratched

[ایالات متحده]/ʌnˈskrætʃt/
[بریتانیا]/ʌnˈskrætʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خراشیده یا پاره نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unscratched surface

سطح بدون خراش

unscratched car

ماشین بدون خراش

unscratched record

رکورد بدون خراش

unscratched furniture

مبلمان بدون خراش

unscratched wall

دیوار بدون خراش

unscratched screen

صفحه نمایش بدون خراش

unscratched phone

تلفن بدون خراش

unscratched paint

رنگ بدون خراش

unscratched item

کالا بدون خراش

جملات نمونه

the car came out unscratched after the accident.

خودرو پس از حادثه بدون خراش بیرون آمد.

she was relieved to find her phone unscratched.

او از یافتن تلفن همراهش بدون خراش آسوده خاطر شد.

the painting remained unscratched despite the move.

تابلو نقاشی با وجود جابجایی بدون خراش باقی ماند.

his reputation was unscratched after the scandal.

شهرت او پس از رسوایی خدشه‌دار نشد.

the package arrived unscratched at my doorstep.

بسته بدون خراش جلوی در من رسید.

they managed to keep the furniture unscratched during the renovation.

آنها موفق شدند در طول بازسازی مبلمان را بدون خراش نگه دارند.

her car was unscratched after the hailstorm.

ماشین او پس از طوفان یخبندان بدون خراش بود.

the new phone arrived unscratched and fully functional.

تلفن جدید بدون خراش و کاملاً کاربردی رسید.

he felt lucky that his bike was unscratched after the fall.

او خوشحال بود که دوچرخه اش پس از سقوط خراشی نداشت.

she managed to keep her reputation unscratched in the competitive industry.

او موفق شد شهرت خود را در صنعت رقابتی بدون خراش حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید