unseemlinesses

[ایالات متحده]/ʌnˈsiːm.lɪ.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ʌnˈsim.lɪ.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت نامناسب یا نادرست بودن

عبارات و ترکیب‌ها

social unseemlinesses

نجاست‌های اجتماعی

public unseemlinesses

نجاست‌های عمومی

moral unseemlinesses

نجاست‌های اخلاقی

unseemlinesses abound

نجاست‌ها فراوان هستند

unseemlinesses revealed

نجاست‌ها آشکار شدند

unseemlinesses addressed

نجاست‌ها مورد رسیدگی قرار گرفتند

unseemlinesses tolerated

نجاست‌ها تحمل شدند

unseemlinesses observed

نجاست‌ها مشاهده شدند

unseemlinesses ignored

نجاست‌ها نادیده گرفته شدند

unseemlinesses condemned

نجاست‌ها محکوم شدند

جملات نمونه

the unseemlinesses of the situation were hard to ignore.

نابهنجاری‌های وضعیت به سختی قابل چشم پوشی بود.

he was criticized for his unseemlinesses during the meeting.

او به خاطر نابهنجاری‌هایش در طول جلسه مورد انتقاد قرار گرفت.

we must address the unseemlinesses in our community.

ما باید به نابهنجاری‌ها در جامعه خود رسیدگی کنیم.

her unseemlinesses were evident in her public speaking.

نابهنجاری‌های او در سخنرانی عمومی آشکار بود.

the unseemlinesses of the event led to its cancellation.

نابهنجاری‌های رویداد منجر به لغو آن شد.

addressing unseemlinesses can improve workplace morale.

رسیدگی به نابهنجاری‌ها می‌تواند باعث بهبود روحیه کاری شود.

they were unaware of the unseemlinesses in their actions.

آنها از نابهنجاری‌های رفتارهایشان بی‌خبر بودند.

the report highlighted various unseemlinesses in the organization.

گزارش به نابهنجاری‌های مختلف در سازمان اشاره کرد.

unseemlinesses in behavior can tarnish one's reputation.

نابهنجاری‌ها در رفتار می‌تواند باعث لکه‌دار شدن شهرت یک فرد شود.

she worked to eliminate unseemlinesses from her writing.

او برای حذف نابهنجاری‌ها از نوشته‌های خود تلاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید