untherapeutic

[ایالات متحده]/ˌʌnθerəˈpjuːtɪk/
[بریتانیا]/ˌʌnθerəˈpjuːtɪk/

ترجمه

adj. بدون اثر درمانی؛ مرتبط نبودن یا استفاده نشدن در درمان

عبارات و ترکیب‌ها

untherapeutic environment

محیط درمانی نامطلوب

untherapeutic relationship

روابط درمانی نامطلوب

untherapeutic setting

محیط درمانی نامطلوب

highly untherapeutic

خیلی نامطلوب درمانی

untherapeutic approach

رویکرد درمانی نامطلوب

untherapeutic intervention

Müdahله درمانی نامطلوب

proved untherapeutic

ثابت شده نامطلوب درمانی

untherapeutic practice

رویکرد درمانی نامطلوب

completely untherapeutic

کاملاً نامطلوب درمانی

untherapeutic conditions

شرایط درمانی نامطلوب

جملات نمونه

hospital's untherapeutic environment hindered patients' recovery.

محیط درمانی نامطلوب بیمارستان بازدهی بیماران را کند کرد.

his untherapeutic approach to counseling made the situation worse.

رویکرد او در مشاوره که درمانی نبود، وضعیت را بدتر کرد.

the untherapeutic relationship between therapist and client needed urgent attention.

روابط درمانی نامطلوب بین روانپزشک و مراجعه کننده نیاز به توجه فوری داشت.

creating an untherapeutic setting can negate all benefits of treatment.

ایجاد محیطی درمانی نامطلوب می‌تواند تمام مزایای درمان را لغو کند.

some untherapeutic interventions may cause additional psychological harm.

برخی از مداخلات درمانی نامطلوب ممکن است آسیب روانی اضافی ایجاد کنند.

the clinic's untherapeutic practices were finally exposed by investigators.

رویه‌های درمانی نامطلوب این کلینیک توسط تحقیقات کارآزمایی شد.

using untherapeutic techniques can undermine the entire healing process.

استفاده از تکنیک‌های درمانی نامطلوب می‌تواند فرآیند بهبودی کلی را زیر سوال ببرد.

his untherapeutic method of dealing with trauma proved completely ineffective.

روش او در کار با افسردگی که درمانی نبود، کاملاً بی‌کارگی ثابت شد.

the untherapeutic care provided by staff violated all medical ethics standards.

مراقبت‌های درمانی نامطلوب توسط کارکنان تمام استانداردهای اخلاق پزشکی را نقض کرد.

continuing untherapeutic treatment only delayed the patient's proper recovery.

ادامه درمان درمانی نامطلوب تنها بازدهی مناسب بیمار را به تاخیر می‌اندازد.

an untherapeutic atmosphere in the workplace significantly increases employee stress.

محیط کاری درمانی نامطلوب استرس کارکنان را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.

the untherapeutic conditions in the facility required immediate comprehensive improvement.

شرایط درمانی نامطلوب در این مکان نیاز به بهبود جامع فوری داشت.

untherapeutic communication patterns between family members worsened the patient's condition.

الگوهای ارتباطی درمانی نامطلوب بین اعضای خانواده وضعیت بیمار را بدتر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید