unwatchful

[ایالات متحده]/ʌnˈwɒtʃfəl/
[بریتانیا]/ʌnˈwɑːtʃfəl/

ترجمه

adj. بی‌توجه یا هوشیار نبودن

عبارات و ترکیب‌ها

unwatchful eyes

چشمان بی‌توجه

unwatchful moments

لحظات بی‌توجه

unwatchful behavior

رفتار بی‌توجه

unwatchful gaze

نگاه بی‌توجه

unwatchful actions

اقدامات بی‌توجه

unwatchful attitude

نگرش بی‌توجه

unwatchful parents

والدین بی‌توجه

unwatchful surroundings

محیط اطراف بی‌توجه

جملات نمونه

his unwatchful nature led to many mistakes at work.

طبیعت بی‌احتیاط او باعث بروز اشتباهات زیادی در کار شد.

the unwatchful driver caused a minor accident.

راننده بی‌احتیاط باعث بروز یک تصادف جزئی شد.

she felt unwatchful when she left her bag unattended.

وقتی کیف خود را بدون مراقبت رها کرد، احساس بی‌احتیاطی کرد.

unwatchful children can easily get lost in crowded places.

کودکان بی‌مراقبت به راحتی می‌توانند در مکان‌های شلوغ گم شوند.

the unwatchful guard failed to notice the intruder.

نگهبان بی‌احتیاط متوجه متخلف نشد.

being unwatchful can lead to dangerous situations.

بی‌احتیاطی می‌تواند منجر به موقعیت‌های خطرناک شود.

her unwatchful attitude made her an easy target for scams.

حرفه‌ای بی‌احتیاط او باعث شد که به راحتی هدف کلاهبرداری قرار گیرد.

the unwatchful moments in life often bring regrets.

لحظات بی‌احتیاطی در زندگی اغلب حسرت‌ها را به همراه دارد.

he realized that being unwatchful could cost him dearly.

او متوجه شد که بی‌احتیاطی می‌تواند هزینه زیادی برای او داشته باشد.

in an unwatchful moment, she dropped her phone.

در یک لحظه بی‌احتیاطی، تلفن همراه خود را انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید