unwieldiness

[ایالات متحده]/ʌnˈwiːldiness/
[بریتانیا]/ʌnˈwiːldiness/

ترجمه

n. مدیریت یا اداره کردن دشوار به دلیل اندازه یا وزن؛ دست و پا چلفتی بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

unwieldiness problem

مشکل ناچیز بودن

unwieldiness factor

عامل ناچیز بودن

unwieldiness issue

مشکل ناچیز بودن

unwieldiness challenge

چالش ناچیز بودن

unwieldiness concern

نگرانی ناچیز بودن

unwieldiness effect

اثر ناچیز بودن

unwieldiness aspect

جنبه ناچیز بودن

unwieldiness design

طراحی ناچیز بودن

unwieldiness solution

راه حل ناچیز بودن

unwieldiness situation

وضعیت ناچیز بودن

جملات نمونه

the unwieldiness of the package made it difficult to carry.

حجم و ناهمترازیِ بسته‌بندی، حمل آن را دشوار می‌کرد.

despite its unwieldiness, the machine is very effective.

با وجود ناهمترازی‌اش، دستگاه بسیار مؤثر است.

the unwieldiness of the project caused delays.

ناهمترازی پروژه باعث تاخیر شد.

they struggled with the unwieldiness of the old software.

آنها با ناهمترازی نرم‌افزار قدیمی دست و پنجه نرم کردند.

the unwieldiness of the furniture made it hard to rearrange.

ناهمترازیِ مبلمان، جابجایی آن را دشوار می‌کرد.

her unwieldiness in social situations often made her anxious.

ناهمترازی او در موقعیت‌های اجتماعی اغلب باعث اضطراب او می‌شد.

the unwieldiness of the regulations frustrated many businesses.

ناهمترازیِ مقررات بسیاری از کسب و کارها را ناامید کرد.

he found the unwieldiness of the task overwhelming.

او انجام این کار را به دلیل ناهمترازی آن طاقت‌فرسا یافت.

her unwieldiness in expressing her thoughts often led to misunderstandings.

ناهمترازی او در بیان افکارش اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شد.

the unwieldiness of the legal documents was daunting.

ناهمترازیِ اسناد قانونی، ترس‌آور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید