variegatedly

[ایالات متحده]/ˈveərɪɡeɪtɪdli/
[بریتانیا]/ˈværɪɡeɪtɪdli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای متنوع؛ با تنوع یا متفاوتی در رنگ، شکل یا شخصیت

جملات نمونه

the garden was variegatedly planted with flowers of every color.

باغ با رنگ‌های مختلف گیاهان زیبایی کاشیده شده بود.

the mosaic was variegatedly designed using thousands of colored tiles.

موزاییک با استفاده از هزاران گونه کاشی رنگی به طور متنوع طراحی شده بود.

the artist's canvas was variegatedly painted in vibrant hues.

کanvas هنرمند با رنگ‌های زیبایی به طور متنوع رنگی شده بود.

the walls were variegatedly decorated with intricate patterns.

دیوارها با الگوهای پیچیده به طور متنوع زیبایی شده بودند.

the facade of the building was variegatedly illuminated at night.

پیش‌خوان ساختمان در شب با نورهای مختلف روشن شده بود.

the fabric was variegatedly woven with multiple thread colors.

پارچه با استفاده از رنگ‌های مختلف سیم‌های پارچه به طور متنوع بافته شده بود.

the park was variegatedly landscaped with various trees and shrubs.

پارک با گونه‌های مختلف درخت و گیاهچه‌ها به طور متنوع طراحی شده بود.

the ceiling was variegatedly painted with elaborate murals.

تavan با نقاشی‌های پیچیده به طور متنوع رنگی شده بود.

the pathway was variegatedly tiled in a geometric pattern.

راهرو با استفاده از الگوی هندسی به طور متنوع کاشی‌کاری شده بود.

the manuscript was variegatedly illuminated with gold and silver.

متن با استفاده از طلا و نقره به طور متنوع روشن شده بود.

the dress was variegatedly embroidered with colorful thread.

پوشاک با استفاده از رنگ‌های مختلف سیم‌های دوخت به طور متنوع دوخته شده بود.

the curtains were variegatedly patterned with floral designs.

پرده‌ها با الگوهای گل‌دار به طور متنوع زیبایی شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید