vengefully attack
حمله با خشم و انتقام
vengefully seek
به دنبال انتقام گرفتن
vengefully retaliate
با خشم و انتقام پاسخ دادن
vengefully plot
برای انتقام توطئه کردن
vengefully pursue
به دنبال انتقام تعقیب کردن
vengefully strike
با خشم و انتقام ضربه زدن
vengefully confront
با خشم و انتقام روبرو شدن
vengefully judge
قضاوت با خشم و انتقام
vengefully respond
پاسخ با خشم و انتقام
vengefully laugh
خندیدن با خشم و انتقام
she looked at him vengefully after he betrayed her trust.
او پس از اینکه به اعتماد او خیانت کرد، با خشم و انتقام به او نگاه کرد.
the villain plotted vengefully against the hero.
قهرمانکش به طور خشمگینانه و با هدف انتقام علیه قهرمان توطئهچینی کرد.
he spoke vengefully about those who wronged him.
او با خشم و انتقام در مورد کسانی که به او آسیب رساندند صحبت کرد.
she acted vengefully, seeking revenge for her brother.
او با خشم و انتقام عمل کرد و به دنبال انتقام برای برادرش بود.
the storm raged vengefully, mirroring her anger.
طوفان با خشم و انتقام خشونتآمیز خروشان بود و خشم او را منعکس میکرد.
they laughed vengefully at their rival's failure.
آنها با خشم و انتقام به شکست رقیب خود خندیدند.
he wrote a vengefully worded letter to his ex-partner.
او نامهای با لحنی خشمگینانه و انتقامجویانه برای شریک سابقش نوشت.
the movie depicted a vengefully driven character.
فیلم شخصیتی را به تصویر کشید که توسط انتقامجویی هدایت میشد.
she plotted her escape vengefully, determined to prove her worth.
او با خشم و انتقام برای فرار خود برنامهریزی کرد و مصمم بود ارزش خود را ثابت کند.
he smiled vengefully, knowing he had the upper hand.
او با خشم و انتقام لبخند زد، زیرا میدانست برتری دارد.
vengefully attack
حمله با خشم و انتقام
vengefully seek
به دنبال انتقام گرفتن
vengefully retaliate
با خشم و انتقام پاسخ دادن
vengefully plot
برای انتقام توطئه کردن
vengefully pursue
به دنبال انتقام تعقیب کردن
vengefully strike
با خشم و انتقام ضربه زدن
vengefully confront
با خشم و انتقام روبرو شدن
vengefully judge
قضاوت با خشم و انتقام
vengefully respond
پاسخ با خشم و انتقام
vengefully laugh
خندیدن با خشم و انتقام
she looked at him vengefully after he betrayed her trust.
او پس از اینکه به اعتماد او خیانت کرد، با خشم و انتقام به او نگاه کرد.
the villain plotted vengefully against the hero.
قهرمانکش به طور خشمگینانه و با هدف انتقام علیه قهرمان توطئهچینی کرد.
he spoke vengefully about those who wronged him.
او با خشم و انتقام در مورد کسانی که به او آسیب رساندند صحبت کرد.
she acted vengefully, seeking revenge for her brother.
او با خشم و انتقام عمل کرد و به دنبال انتقام برای برادرش بود.
the storm raged vengefully, mirroring her anger.
طوفان با خشم و انتقام خشونتآمیز خروشان بود و خشم او را منعکس میکرد.
they laughed vengefully at their rival's failure.
آنها با خشم و انتقام به شکست رقیب خود خندیدند.
he wrote a vengefully worded letter to his ex-partner.
او نامهای با لحنی خشمگینانه و انتقامجویانه برای شریک سابقش نوشت.
the movie depicted a vengefully driven character.
فیلم شخصیتی را به تصویر کشید که توسط انتقامجویی هدایت میشد.
she plotted her escape vengefully, determined to prove her worth.
او با خشم و انتقام برای فرار خود برنامهریزی کرد و مصمم بود ارزش خود را ثابت کند.
he smiled vengefully, knowing he had the upper hand.
او با خشم و انتقام لبخند زد، زیرا میدانست برتری دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید