| جمع | vexations |
She was crying with vexation and shock.
او با ناراحتی و شوک گریه میکرد.
fresh remembrance of vexation must still enkindle rage.
یاد تازه رنجش هنوز باید خشم را شعلهور کند.
the new VAT rules have brought vexations in their wake.
قوانین جدید VAT باعث ایجاد مشکلات و ناراحتی هایی شده است.
His face showed his vexation at the delay.
چهرهاش نشاندهنده ناراحتیاش از تاخیر بود.
Much to my vexation, I just missed a chance of visiting China.
به طرز ناراحتکنندهای، من فرصت سفر به چین را از دست دادم.
vexation over trivial matters
ناراحتی در مورد مسائل جزئی
vexation at the situation
ناراحتی از وضعیت
vexation with the outcome
ناراحتی با نتیجه
She was crying with vexation and shock.
او با ناراحتی و شوک گریه میکرد.
fresh remembrance of vexation must still enkindle rage.
یاد تازه رنجش هنوز باید خشم را شعلهور کند.
the new VAT rules have brought vexations in their wake.
قوانین جدید VAT باعث ایجاد مشکلات و ناراحتی هایی شده است.
His face showed his vexation at the delay.
چهرهاش نشاندهنده ناراحتیاش از تاخیر بود.
Much to my vexation, I just missed a chance of visiting China.
به طرز ناراحتکنندهای، من فرصت سفر به چین را از دست دادم.
vexation over trivial matters
ناراحتی در مورد مسائل جزئی
vexation at the situation
ناراحتی از وضعیت
vexation with the outcome
ناراحتی با نتیجه
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید