liveliness

[ایالات متحده]/ˈlaɪvlinəs/
[بریتانیا]/ˈlaɪvlinəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرزندگی، پر از انرژی.
Word Forms

جملات نمونه

Her liveliness is contagious.

سرزندگی او مسری است.

The party was full of liveliness and laughter.

جشن به شادابی و خنده پر بود.

She danced with grace and liveliness.

او با ظرافت و شادابی رقصید.

The children brought a sense of liveliness to the event.

کودکان حس شادابی را به این رویداد آوردند.

His liveliness is a refreshing change from the usual seriousness.

شادابی او یک تغییر دلپذیر از جدیت معمول است.

The liveliness of the city streets was invigorating.

شادابی خیابان‌های شهر، انرژی‌بخش بود.

The liveliness of the market attracted many visitors.

شادابی بازار بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.

The liveliness in her eyes showed her excitement.

شادابی در چشمانش نشان دهنده هیجان او بود.

The liveliness of the performance captivated the audience.

شادابی اجرا مخاطبان را مجذوب خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید