speak vociferously
صحبت کردن با صدای بلند
argue vociferously
بحث کردن با صدای بلند
protest vociferously
اعتراض با صدای بلند
They are arguing vociferously over who should pay the bill.
آنها به شدت و با شور و هیجان بر سر این که چه کسی باید هزینه را پرداخت کند بحث می کنند.
" Sometimes the stage lamp went out.Then a stagehand would fetch a stepladder onto the stage and pump vociferously at the lamp for a few moments until the illumination was restored.
گاهی اوقات لامپ صحنه خاموش می شد. سپس یک کارگر صحنه یک نردبان را روی صحنه می آورد و برای چند لحظه با شور و هیجان به لامپ پمپ می کرد تا روشنایی دوباره برقرار شود.
He vociferously argued his point during the meeting.
او با شور و هیجان و با اصرار در طول جلسه، نظر خود را مطرح کرد.
The protestors vociferously demanded justice for the victims.
تظاهرکنندگان با شور و هیجان خواستار عدالت برای قربانیان شدند.
She vociferously expressed her opinions on the matter.
او با شور و هیجان نظرات خود را در مورد این موضوع بیان کرد.
The fans vociferously cheered for their favorite team.
هواداران با شور و هیجان برای تیم مورد علاقه خود تشویق کردند.
The politician vociferously criticized the government's decision.
سیاستمدار با شور و هیجان تصمیم دولت را مورد انتقاد قرار داد.
The students vociferously protested against the new school policy.
دانشجویان با شور و هیجان علیه سیاست جدید مدرسه اعتراض کردند.
The teacher vociferously reprimanded the misbehaving students.
معلم با شور و هیجان دانش آموزان بدرفتار را توبیخ کرد.
The activists vociferously demanded action on climate change.
فعالین با شور و هیجان خواستار اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی شدند.
The sports fans vociferously booed the opposing team.
هواداران ورزشی با شور و هیجان تیم حریف را هو کردند.
He vociferously defended his friend against the false accusations.
او با شور و هیجان و با اصرار از دوست خود در برابر اتهامات نادرست دفاع کرد.
speak vociferously
صحبت کردن با صدای بلند
argue vociferously
بحث کردن با صدای بلند
protest vociferously
اعتراض با صدای بلند
They are arguing vociferously over who should pay the bill.
آنها به شدت و با شور و هیجان بر سر این که چه کسی باید هزینه را پرداخت کند بحث می کنند.
" Sometimes the stage lamp went out.Then a stagehand would fetch a stepladder onto the stage and pump vociferously at the lamp for a few moments until the illumination was restored.
گاهی اوقات لامپ صحنه خاموش می شد. سپس یک کارگر صحنه یک نردبان را روی صحنه می آورد و برای چند لحظه با شور و هیجان به لامپ پمپ می کرد تا روشنایی دوباره برقرار شود.
He vociferously argued his point during the meeting.
او با شور و هیجان و با اصرار در طول جلسه، نظر خود را مطرح کرد.
The protestors vociferously demanded justice for the victims.
تظاهرکنندگان با شور و هیجان خواستار عدالت برای قربانیان شدند.
She vociferously expressed her opinions on the matter.
او با شور و هیجان نظرات خود را در مورد این موضوع بیان کرد.
The fans vociferously cheered for their favorite team.
هواداران با شور و هیجان برای تیم مورد علاقه خود تشویق کردند.
The politician vociferously criticized the government's decision.
سیاستمدار با شور و هیجان تصمیم دولت را مورد انتقاد قرار داد.
The students vociferously protested against the new school policy.
دانشجویان با شور و هیجان علیه سیاست جدید مدرسه اعتراض کردند.
The teacher vociferously reprimanded the misbehaving students.
معلم با شور و هیجان دانش آموزان بدرفتار را توبیخ کرد.
The activists vociferously demanded action on climate change.
فعالین با شور و هیجان خواستار اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی شدند.
The sports fans vociferously booed the opposing team.
هواداران ورزشی با شور و هیجان تیم حریف را هو کردند.
He vociferously defended his friend against the false accusations.
او با شور و هیجان و با اصرار از دوست خود در برابر اتهامات نادرست دفاع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید