| جمع | voyeurs |
Voyeurs are scary, but they are usually harmless.
تماشاچیان وحشتناک هستند، اما معمولاً بیضررند.
When I am not accused of being a voyeur, I am accused of the “affectless gaze”.
وقتی که به اتهام تماشاگر بودن متهم نمیشوم، به «نگاه بیاحساس» متهم میشوم.
The voyeur watched his neighbors through the window.
تماشاگر از پنجره به همسایگان خود نگاه میکرد.
She felt uncomfortable knowing there was a voyeur lurking around.
او احساس ناراحتی میکرد وقتی میدانست یک تماشاگر در اطراف کمین کرده است.
The voyeuristic behavior of secretly watching others is unethical.
رفتار تماشاگرانه به طور مخفیانه تماشای دیگران غیراخلاقی است.
He was caught red-handed while acting as a voyeur.
او در حالی که به عنوان یک تماشاگر عمل میکرد، در محل دستگیر شد.
The movie depicted a voyeur who spied on people from a distance.
فیلم تصویری از یک تماشاگر نشان داد که از راه دور به مردم نگاه میکرد.
The voyeuristic nature of reality TV shows attracts a large audience.
طبیعت تماشاگرانه برنامههای تلویزیونی واقعیت مخاطبان زیادی را جذب میکند.
The voyeur took pleasure in secretly observing others without their knowledge.
تماشاگر از تماشای مخفیانه دیگران بدون اطلاع آنها لذت میبرد.
She felt violated when she discovered a voyeur had been watching her for weeks.
او احساس تجاوز کرد وقتی متوجه شد یک تماشاگر برای هفتهها او را زیر نظر داشته است.
The voyeur's obsession with spying on people led to his arrest.
وسواس تماشاگر در تجسس مردم منجر به دستگیری او شد.
The voyeuristic tendencies in human nature can sometimes be disturbing.
تمایلات تماشاگرانه در طبیعت انسان گاهی اوقات آزاردهنده است.
Voyeurs are scary, but they are usually harmless.
تماشاچیان وحشتناک هستند، اما معمولاً بیضررند.
When I am not accused of being a voyeur, I am accused of the “affectless gaze”.
وقتی که به اتهام تماشاگر بودن متهم نمیشوم، به «نگاه بیاحساس» متهم میشوم.
The voyeur watched his neighbors through the window.
تماشاگر از پنجره به همسایگان خود نگاه میکرد.
She felt uncomfortable knowing there was a voyeur lurking around.
او احساس ناراحتی میکرد وقتی میدانست یک تماشاگر در اطراف کمین کرده است.
The voyeuristic behavior of secretly watching others is unethical.
رفتار تماشاگرانه به طور مخفیانه تماشای دیگران غیراخلاقی است.
He was caught red-handed while acting as a voyeur.
او در حالی که به عنوان یک تماشاگر عمل میکرد، در محل دستگیر شد.
The movie depicted a voyeur who spied on people from a distance.
فیلم تصویری از یک تماشاگر نشان داد که از راه دور به مردم نگاه میکرد.
The voyeuristic nature of reality TV shows attracts a large audience.
طبیعت تماشاگرانه برنامههای تلویزیونی واقعیت مخاطبان زیادی را جذب میکند.
The voyeur took pleasure in secretly observing others without their knowledge.
تماشاگر از تماشای مخفیانه دیگران بدون اطلاع آنها لذت میبرد.
She felt violated when she discovered a voyeur had been watching her for weeks.
او احساس تجاوز کرد وقتی متوجه شد یک تماشاگر برای هفتهها او را زیر نظر داشته است.
The voyeur's obsession with spying on people led to his arrest.
وسواس تماشاگر در تجسس مردم منجر به دستگیری او شد.
The voyeuristic tendencies in human nature can sometimes be disturbing.
تمایلات تماشاگرانه در طبیعت انسان گاهی اوقات آزاردهنده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید