waits

[ایالات متحده]/weɪts/
[بریتانیا]/weɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از wait؛ در یک مکان باقی ماندن تا یک رویداد مورد انتظار اتفاق بیفتد؛ امیدوار بودن به چیزی، به ویژه برای مدت طولانی

عبارات و ترکیب‌ها

time waits

زمان منتظر است

she waits

او منتظر است

he waits

او منتظر است

life waits

زندگی منتظر است

love waits

عشق منتظر است

fate waits

سرنوشت منتظر است

god waits

خدا منتظر است

nobody waits

هیچ کس منتظر نیست

nothing waits

هیچ چیز منتظر نیست

جملات نمونه

the train waits at the station for passengers.

قطار در ایستگاه منتظر مسافران است.

she waits patiently for her turn to speak.

او با حوصله منتظر نوبت خود برای صحبت کردن است.

the dog waits by the door for its owner.

سگ منتظر صاحبش کنار در است.

he waits anxiously for the results of the exam.

او با اضطراب منتظر نتایج امتحان است.

time waits for no one, so act quickly.

زمان برای هیچ کس صبر نمی کند، پس سریع عمل کنید.

the audience waits in silence for the show to begin.

تماشاگران در سکوت منتظر شروع نمایش هستند.

she waits for the bus every morning at the same spot.

او هر روز صبح منتظر اتوبوس در همان نقطه است.

he waits for the perfect moment to ask her out.

او منتظر فرصت مناسب برای دعوت کردن اوست.

the waiter waits for the customers to decide on their orders.

خدمتکار منتظر است تا مشتریان سفارش خود را انتخاب کنند.

she waits for her friends to arrive before starting the meeting.

او منتظر رسیدن دوستانش قبل از شروع جلسه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید