enfeeble

[ایالات متحده]/ɪnˈfiːbl/
[بریتانیا]/ɪnˈfiːbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ضعیف کردن; محروم کردن از قدرت.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردenfeebles
صفت یا فعل حال استمراریenfeebling
زمان گذشتهenfeebled
قسمت سوم فعلenfeebled

جملات نمونه

The illness enfeebled her body, making it difficult for her to walk.

بیماری باعث تضعیف بدن او شد و راه رفتن را برایش دشوار کرد.

Years of neglect enfeebled the old building, causing it to collapse.

سال‌ها بی‌توجهی باعث تضعیف ساختمان قدیمی شد و باعث فروریختن آن گردید.

Lack of exercise can enfeeble muscles over time.

کمبود ورزش می‌تواند عضلات را در طول زمان تضعیف کند.

The constant stress at work enfeebled his mental health.

استرس مداوم در محل کار، سلامت روان او را تضعیف کرد.

A poor diet can enfeeble the immune system, making one more susceptible to illnesses.

رژیم غذایی نامناسب می‌تواند سیستم ایمنی را تضعیف کند و فرد را بیشتر در معرض بیماری‌ها قرار دهد.

The lack of proper sleep enfeebled her ability to concentrate during the day.

کمبود خواب مناسب توانایی او را در تمرکز در طول روز تضعیف کرد.

The economic crisis enfeebled the country's financial stability.

بحران اقتصادی ثبات مالی کشور را تضعیف کرد.

The prolonged drought enfeebled the crops, leading to poor harvests.

خشکسالی طولانی مدت محصولات زراعی را تضعیف کرد و منجر به برداشت ضعیف محصول شد.

Her injury enfeebled her dominant hand, affecting her ability to write.

آسیب دیدگی او دست غالبش را تضعیف کرد و توانایی او در نوشتن را تحت تأثیر قرار داد.

The lack of sunlight enfeebled the plant, causing it to wither and die.

کمبود نور خورشید گیاه را تضعیف کرد و باعث پژمردگی و مرگ آن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید