wearies

[ایالات متحده]/ˈwɪəriz/
[بریتانیا]/ˈwɪriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خسته یا کسل (کسی) کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wearies easily

به راحتی خسته می‌شود

wearies out

خسته کننده است

wearies quickly

به سرعت خسته می‌کند

wearies me

من را خسته می‌کند

wearies them

آنها را خسته می‌کند

wearies the soul

روح را خسته می‌کند

wearies the mind

ذهن را خسته می‌کند

wearies my heart

قلب من را خسته می‌کند

wearies the spirit

روحیه را خسته می‌کند

wearies of life

از زندگی خسته می‌شود

جملات نمونه

his constant complaining wearies everyone around him.

شکایت‌های دائمی او باعث خستگی همه اطرافیانش می‌شود.

the long meeting wearies the participants.

جلسه طولانی باعث خستگی شرکت‌کنندگان می‌شود.

she wearies of the same routine every day.

او از تکراری بودن برنامه هر روز خسته می‌شود.

traveling for hours can weary even the most experienced adventurers.

سفر به مدت چند ساعت می‌تواند حتی ماجراجویان باتجربه را نیز خسته کند.

the noise from the construction site wearies the residents.

صدای ناشی از محل ساخت و ساز باعث خستگی ساکنان می‌شود.

he wearies quickly when faced with too much responsibility.

وقتی با حجم زیادی از مسئولیت روبرو می‌شود، او به سرعت خسته می‌شود.

the repetitive tasks wearies her mind.

وظایف تکراری ذهن او را خسته می‌کند.

she wearies of his endless stories.

او از داستان‌های بی‌پایان او خسته می‌شود.

the constant pressure at work wearies him.

فشار مداوم در محل کار او را خسته می‌کند.

he finds that too much exercise wearies his body.

او متوجه است که ورزش بیش از حد باعث خستگی بدنش می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید