well-proportioned figure
پروپورسیون مناسب
well-proportioned face
چهره با پروپورسیون مناسب
well-proportioned build
ساختار با پروپورسیون مناسب
be well-proportioned
پروپورسیون مناسب داشته باشید
looking well-proportioned
به نظر پروپورسیون مناسب میرسد
well-proportioned design
طراحی با پروپورسیون مناسب
well-proportioned room
اتاقی با پروپورسیون مناسب
well-proportioned structure
ساختاری با پروپورسیون مناسب
a well-proportioned man
یک مرد با پروپورسیون مناسب
well-proportioned woman
زنی با پروپورسیون مناسب
the statue was remarkably well-proportioned, a testament to the sculptor's skill.
این آیینه به طور قابل توجهی به نسبتهای زیبایی دارا بود، نشانهای از مهارت فرد مجسمهساز بود.
she had a well-proportioned face with high cheekbones and a delicate jawline.
چهره او به نسبتهای زیبایی دارا بود و با چک مخ در بالا و خط چهرهای نرم.
the athlete's well-proportioned physique allowed him to excel in multiple sports.
بدن به نسبتهای زیبایی دارای ورزشکار این امکان را به او داد تا در چند ورزش موفق شود.
the building's design featured well-proportioned windows and balconies.
طراحی ساختمان پنجرهها و بالکنهایی به نسبتهای زیبایی دارا را شامل میشد.
the garden was beautifully landscaped with well-proportioned flower beds.
باغ به زیبایی طراحی شده بود و با کیفهای گل به نسبتهای زیبایی دارا.
he admired the well-proportioned furniture in the antique shop.
او از مبلمان به نسبتهای زیبایی دارا در فروشگاه موزاییک لذت میبرد.
the dancer's well-proportioned movements were captivating to watch.
حرکات به نسبتهای زیبایی دارای رقصنده از دیدن جذبکننده بود.
the cake was decorated with well-proportioned layers of frosting.
تorta با لایههای مربوط به نسبتهای زیبایی دارا از شکر فروریخته دکوره شده بود.
the artist sought to create a well-proportioned portrait of the subject.
هنرمند سعی میکرد یک پرتره به نسبتهای زیبایی دارا از موضوع را ایجاد کند.
the well-proportioned layout of the room made it feel spacious and inviting.
طرح به نسبتهای زیبایی دارای اتاق باعث شد که فضایی گسترده و دوستداشتنی ایجاد کند.
the dress was well-proportioned and flattered her figure perfectly.
کت و شلوار به نسبتهای زیبایی دارا بود و به طور کامل شکم او را جذبکننده نشان میداد.
well-proportioned figure
پروپورسیون مناسب
well-proportioned face
چهره با پروپورسیون مناسب
well-proportioned build
ساختار با پروپورسیون مناسب
be well-proportioned
پروپورسیون مناسب داشته باشید
looking well-proportioned
به نظر پروپورسیون مناسب میرسد
well-proportioned design
طراحی با پروپورسیون مناسب
well-proportioned room
اتاقی با پروپورسیون مناسب
well-proportioned structure
ساختاری با پروپورسیون مناسب
a well-proportioned man
یک مرد با پروپورسیون مناسب
well-proportioned woman
زنی با پروپورسیون مناسب
the statue was remarkably well-proportioned, a testament to the sculptor's skill.
این آیینه به طور قابل توجهی به نسبتهای زیبایی دارا بود، نشانهای از مهارت فرد مجسمهساز بود.
she had a well-proportioned face with high cheekbones and a delicate jawline.
چهره او به نسبتهای زیبایی دارا بود و با چک مخ در بالا و خط چهرهای نرم.
the athlete's well-proportioned physique allowed him to excel in multiple sports.
بدن به نسبتهای زیبایی دارای ورزشکار این امکان را به او داد تا در چند ورزش موفق شود.
the building's design featured well-proportioned windows and balconies.
طراحی ساختمان پنجرهها و بالکنهایی به نسبتهای زیبایی دارا را شامل میشد.
the garden was beautifully landscaped with well-proportioned flower beds.
باغ به زیبایی طراحی شده بود و با کیفهای گل به نسبتهای زیبایی دارا.
he admired the well-proportioned furniture in the antique shop.
او از مبلمان به نسبتهای زیبایی دارا در فروشگاه موزاییک لذت میبرد.
the dancer's well-proportioned movements were captivating to watch.
حرکات به نسبتهای زیبایی دارای رقصنده از دیدن جذبکننده بود.
the cake was decorated with well-proportioned layers of frosting.
تorta با لایههای مربوط به نسبتهای زیبایی دارا از شکر فروریخته دکوره شده بود.
the artist sought to create a well-proportioned portrait of the subject.
هنرمند سعی میکرد یک پرتره به نسبتهای زیبایی دارا از موضوع را ایجاد کند.
the well-proportioned layout of the room made it feel spacious and inviting.
طرح به نسبتهای زیبایی دارای اتاق باعث شد که فضایی گسترده و دوستداشتنی ایجاد کند.
the dress was well-proportioned and flattered her figure perfectly.
کت و شلوار به نسبتهای زیبایی دارا بود و به طور کامل شکم او را جذبکننده نشان میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید