well-shaped body
بدنی زیبای شکل
well-shaped face
چهرهای زیبای شکل
well-shaped hands
دستهای زیبای شکل
be well-shaped
زیبای شکل شوید
well-shaped curves
منحنیهای زیبای شکل
well-shaped figure
شکل زیبایی
getting well-shaped
در حال شکل زیبای شدن
well-shaped vase
خانهای زیبای شکل
well-shaped stone
سنگی زیبای شکل
well-shaped bowl
bowل زیبای شکل
the well-shaped vase sat elegantly on the mantelpiece.
خانهی شیشهای بهخوبی شکلگرفته بهطور زیبایی روی قوسپله قرار داشت.
she admired the well-shaped mountains in the distance.
او کوههایی که بهخوبی شکلگرفته بودند را در فاصلهی دور دوست داشت.
the dancer’s well-shaped limbs moved with grace.
عضوهای بدن رقصندهی او که بهخوبی شکلگرفته بودند با زیبایی حرکت میکردند.
he carved a well-shaped wooden bowl by hand.
او یک ظرف چوبی را بهصورت دستی و با شکلگیری خوب حفر کرد.
the well-shaped garden was a testament to her skill.
باغ بهخوبی شکلگرفته شاهدی از مهارت او بود.
the sculptor aimed for a well-shaped human form.
مصنوعساز به دنبال شکلگیری خوبی از یک فرد انسانی بود.
the well-shaped loaf of bread looked delicious.
شکلگیری خوب نان بهنظر لذیذ میرسید.
the athlete had a well-shaped physique from years of training.
ورزشکار یک بدن با شکلگیری خوب از سالها تمرین داشت.
the well-shaped cloud drifted across the sky.
ابری که بهخوبی شکلگرفته بود از آسمان عبور کرد.
he designed a well-shaped chair for maximum comfort.
او یک صندلی با شکلگیری خوب برای راحتی بیشتر طراحی کرد.
the well-shaped ice sculpture sparkled under the lights.
مصنوع یخی با شکلگیری خوب زیر نورهای نورانی لامس میکرد.
well-shaped body
بدنی زیبای شکل
well-shaped face
چهرهای زیبای شکل
well-shaped hands
دستهای زیبای شکل
be well-shaped
زیبای شکل شوید
well-shaped curves
منحنیهای زیبای شکل
well-shaped figure
شکل زیبایی
getting well-shaped
در حال شکل زیبای شدن
well-shaped vase
خانهای زیبای شکل
well-shaped stone
سنگی زیبای شکل
well-shaped bowl
bowل زیبای شکل
the well-shaped vase sat elegantly on the mantelpiece.
خانهی شیشهای بهخوبی شکلگرفته بهطور زیبایی روی قوسپله قرار داشت.
she admired the well-shaped mountains in the distance.
او کوههایی که بهخوبی شکلگرفته بودند را در فاصلهی دور دوست داشت.
the dancer’s well-shaped limbs moved with grace.
عضوهای بدن رقصندهی او که بهخوبی شکلگرفته بودند با زیبایی حرکت میکردند.
he carved a well-shaped wooden bowl by hand.
او یک ظرف چوبی را بهصورت دستی و با شکلگیری خوب حفر کرد.
the well-shaped garden was a testament to her skill.
باغ بهخوبی شکلگرفته شاهدی از مهارت او بود.
the sculptor aimed for a well-shaped human form.
مصنوعساز به دنبال شکلگیری خوبی از یک فرد انسانی بود.
the well-shaped loaf of bread looked delicious.
شکلگیری خوب نان بهنظر لذیذ میرسید.
the athlete had a well-shaped physique from years of training.
ورزشکار یک بدن با شکلگیری خوب از سالها تمرین داشت.
the well-shaped cloud drifted across the sky.
ابری که بهخوبی شکلگرفته بود از آسمان عبور کرد.
he designed a well-shaped chair for maximum comfort.
او یک صندلی با شکلگیری خوب برای راحتی بیشتر طراحی کرد.
the well-shaped ice sculpture sparkled under the lights.
مصنوع یخی با شکلگیری خوب زیر نورهای نورانی لامس میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید