winning

[ایالات متحده]/'wɪnɪŋ/
[بریتانیا]/'wɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیروزی را به دست آوردن; موفق
n. پیروزی; عمل موفق بودن
v. به دست آوردن پیروزی
Word Forms
جمعwinnings
صفت یا فعل حال استمراریwinning

عبارات و ترکیب‌ها

winning streak

رکورد پیروزی

winning team

تیم برنده

winning record

رکورد پیروزی

winning formula

فرمول پیروزی

winning mentality

ذهنیت پیروزی

winning machine

ماشین پیروزی

winning shot

ضربه پیروزی

جملات نمونه

there is a chance of winning the raffle.

شانسی برای برنده شدن در قرعه کشی وجود دارد.

winning the election by a landslide.

برنده شدن در انتخابات با اکثریت قاطع.

the winning entry; the winning team.

ورود برنده؛ تیم برنده.

a winning personality; a winning smile.

یک شخصیت برنده؛ یک لبخند برنده.

a rally for the winning candidate

یک گردهمایی برای نامزد پیروز

She hit the winning goal.

او گل برنده را زد.

winning the championship was the fulfilment of a childhood dream.

برنده شدن در مسابقات قهرمانی تحقق رویای کودکی بود.

winning against long odds.

برنده شدن در برابر شانس‌های طولانی.

the theatre is on a winning streak .

تئاتر در یک روند پیروزی است.

hesucceeded in winning a pardon.

او موفق به دریافت عفو شد.

the government is winning the battle against inflation.

دولت در حال برنده شدن در نبرد با تورم است.

the winningest coach in pro-football history.

موفق ترین مربی در تاریخ فوتبال حرفه ای.

They despaired of winning the game.

آنها از بردن بازی ناامید شدند.

one's tactics in winning the election

تاکتیک‌های یک نفر در برنده شدن در انتخابات

only an outside possibility of winning the tournament.

فقط یک احتمال کم برای بردن مسابقات وجود دارد.

The winning competitor was in a class by herself.

رقيب برنده در یک سطح بالاتر از بقیه بود.

They came within an inch of winning the match.

آنها در آستانه برد مسابقه بودند.

The coach has winning on the brain.

مربی برنده بودن را در ذهن دارد.

drew the winning number in the lottery.

شماره برنده را در قرعه کشی بیرون آورد.

نمونه‌های واقعی

Winning without dignity or grace is not winning.

بدون وقار یا نزاکت بردن، برنده شدن نیست.

منبع: Movie resources

And so, one day, you could be winning an award.

و اینک، شاید یک روز شما جایزه بگیرید.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

But today the government seems to be winning the battle.

اما امروز، به نظر می‌رسد دولت در حال برنده شدن در نبرد است.

منبع: New Standard High School English Compulsory Volume 5 by Foreign Language Teaching and Research Press

Just so far, Russia and Gazprom seem to be winning.

تا کنون، به نظر می‌رسد روسیه و گازپروم در حال برنده شدن هستند.

منبع: Financial Times

People are just winning these prizes.

مردم فقط در حال برنده شدن این جوایز هستند.

منبع: Young Sheldon Season 5

Wolf Larsen was counting his winnings.

ولف لارسن در حال شمردن برندگان خود بود.

منبع: Sea Wolf (Volume 1)

And in the late 1950s, the US wasn't exactly winning.

و در اواخر دهه 1950، ایالات متحده دقیقاً در حال برنده شدن نبود.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Pathetic! Why can't you just accept that we're winning...

ممل! چرا نمی‌توانید قبول کنید که ما در حال برنده شدن هستیم...

منبع: Friends Season 3

The agency is also winning praise for their reforms from lawmakers.

این سازمان همچنین از سوی قانون‌گذاران مورد تحسین قرار می‌گیرد.

منبع: NPR News January 2022 Compilation

Reasonably, Democrats winning here, Republicans winning there were 35 elections in all.

به طور معقول، دموکرات‌ها در اینجا در حال برنده شدن هستند، جمهوری‌خواهان آنجا در حال برنده شدن هستند، در مجموع 35 انتخابات وجود داشت.

منبع: CNN 10 Student English November 2022 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید