wreathed in a miasma of cigarette smoke.
در میان دود سیگار غوطهور
a face wreathed in smiles
چهرهای در آغوش لبخند
The smoke wreathed upward.
دود به سمت بالا پیچید.
Mist wreathed the hilltops.
مه سر بر قلهها پیچید.
She sat there wreathed in cigarette smoke.
او آنجا نشسته بود و در دود سیگار پیچیده بود.
vaporous emanations wreathe the mill's foundations.
نواهای بخار، زیرساختهای آسیاب را در بر میگیرند.
he sits wreathed in smoke.
او در دود نشسته است.
he watched the smoke wreathe into the night air.
او تماشا کرد که دود به هواي شب مي پيچد.
be wreathed in each other's arms
در آغوش یکدیگر پیچیده باشید
The snake wreathed itself round the branch.
مار خود را دور شاخه پیچید.
She wreathed flowers into a garland.
او گلها را به یک تاج گل تبدیل کرد.
His face was wreathed in smiles.
چهره اش در کام لبخندها پیچیده بود.
shall I once more wreathe my arms about Antonio's neck?.
آیا بار دیگر باید دستهایم را دور گردن آنتونیو بپیچم؟.
Smoke wreathed his head like a halo.
دود دور سرش مانند هاله پیچید.
Jeremiad wreathes upon my feeling, while shadow of shiver covers my mood.
Jeremiad بر احساسات من پیچیده است، در حالی که سایه لرزش حال و هوای من را در بر می گیرد.
wreathed in a miasma of cigarette smoke.
در میان دود سیگار غوطهور
a face wreathed in smiles
چهرهای در آغوش لبخند
The smoke wreathed upward.
دود به سمت بالا پیچید.
Mist wreathed the hilltops.
مه سر بر قلهها پیچید.
She sat there wreathed in cigarette smoke.
او آنجا نشسته بود و در دود سیگار پیچیده بود.
vaporous emanations wreathe the mill's foundations.
نواهای بخار، زیرساختهای آسیاب را در بر میگیرند.
he sits wreathed in smoke.
او در دود نشسته است.
he watched the smoke wreathe into the night air.
او تماشا کرد که دود به هواي شب مي پيچد.
be wreathed in each other's arms
در آغوش یکدیگر پیچیده باشید
The snake wreathed itself round the branch.
مار خود را دور شاخه پیچید.
She wreathed flowers into a garland.
او گلها را به یک تاج گل تبدیل کرد.
His face was wreathed in smiles.
چهره اش در کام لبخندها پیچیده بود.
shall I once more wreathe my arms about Antonio's neck?.
آیا بار دیگر باید دستهایم را دور گردن آنتونیو بپیچم؟.
Smoke wreathed his head like a halo.
دود دور سرش مانند هاله پیچید.
Jeremiad wreathes upon my feeling, while shadow of shiver covers my mood.
Jeremiad بر احساسات من پیچیده است، در حالی که سایه لرزش حال و هوای من را در بر می گیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید