yearns

[ایالات متحده]/jɜːnz/
[بریتانیا]/jɜrnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. داشتن یک تمایل یا آرزو قوی برای چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

yearns for freedom

تشنه آزادی

yearns for love

تشنه عشق

yearns for adventure

تشنه ماجراجویی

yearns for peace

تشنه صلح

yearns for home

تشنه بازگشت به خانه

yearns for success

تشنه موفقیت

yearns for change

تشنه تغییر

yearns for connection

تشنه ارتباط

yearns for understanding

تشنه درک

yearns for happiness

تشنه خوشبختی

جملات نمونه

she yearns for adventure and new experiences.

او مشتاق ماجراجویی و تجربیات جدید است.

he yearns to be understood by his peers.

او مشتاق است تا توسط همسالانش درک شود.

the child yearns for his mother's attention.

کودک مشتاق توجه مادرش است.

many people yearn for a peaceful life.

بسیاری از مردم مشتاق یک زندگی آرام هستند.

she yearns to travel the world.

او مشتاق سفر در سراسر جهان است.

he yearns for the days of his youth.

او مشتاق روزهای جوانی خود است.

the artist yearns to express her emotions through her work.

هنرمند مشتاق است تا احساسات خود را از طریق اثر هنری خود بیان کند.

they yearn for freedom and independence.

آنها مشتاق آزادی و استقلال هستند.

she yearns for connection in a digital world.

او مشتاق ارتباط در دنیای دیجیتال است.

he yearns to make a difference in the world.

او مشتاق است تا در جهان تغییر ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید